مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۹۲ مطلب با موضوع «عکس نوشت» ثبت شده است

قدیم تر ها امام گفت ... الانشم رهبری داره میگه! امّا کو گوش شنوا؟ کو مسئول مطیع رهبری؟؟؟

+البته در تصویر بجای اون مورد که یکی از نتایج رو گفته میشه به خیلی از نتایج دیگری که فقط تا به حال رخ داده اشاره کرد: مِن جمله: بازدید از پارچین....دوستی با کشور هایی که در دوران جنگ تحمیلی عراق به ایران و چه در بعد و قبل از آن ضربات سنگینی به ما زدن مثل فرانسه و لوران فابیوس...آلمان و وزیر خارجه اش اشتاین مایر .... و ...

++خدا رحم کند...

  • Mr. Moradi

نهم محرم الحرام

تاسوعای حسینی

روضه حضرت عباس علیه السلام:

چشم ها از خبر مشک تو چون دریا بود
پدر از علقمه می آمد و قدش تا بود
****
انکسار غمت از صورت بابا می ریخت
شور میزد در دل و در چشم همه پیدا بود
****
چون خودت خیمه ات از پا ز خجالت افتاد
کودکان مشک به دست و عطشی بر پا بود
****
دست هایت نه، ستون های دل عمه شکست
بی تو ای خورده عمود آب خوشی شد نابود
****
دیدم از دور سری باز شده بر نیزه
گفتم ای کاش نباشد عمویم اما بود
****
زیورآلات حرم بی تو همه غارت شد
یادگاری تو هم حیف که در آنها بود
****
در فرار از شعله ی آتش دیدم
از روی نیزه نگاهت نگران ما بود
"علی ناظمی"

:::::::::::
+التماس شدید دعا

  • Mr. Moradi

دیگه داره تموم میشه...:(

روز هشتم محرم الحرام

روضه حضرت علی اکبر علیه السلام:

خاک بر معجر بانوی حرم میریزی

بر دلم بر جگرم آتش غم می ریزی

:(((((((

خانه ویران شده ام خانه ات آباد ببین

بر سر اهل زمین خاک عدم میریزی

:(((((((

بال و پرهای تو را جمع نمودم اما

حتم دارم که به یک آه به هم میریزی

:(((((((

می کشم در بغل خود بدنت را ببرم

صبر کن تا در خیمه پسرم میریزی

:(((((((

هر کجا می نگرم رد تو  باقی است هنوز

بس که از نیزه و شمشیر و سنان می ریزی

:(((((((

عمه ات آمده و گریه کنان میگوید

چه سرت آمده هر نیم قدم میریزی

                                         "مجید آقاجانی"

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

++السلام علیک یا علی اکبر علیه السلام

+++التماس دعا

  • Mr. Moradi

روز هفتم محرم الحرام

روضه حضرت علی اصغر(ع) از زبان حضرت رباب(ع):

رفتی و غم برگ و برت در بغلم ماند

صدخاطره وقت سفرت در بغلم ماند

.......

خوابیده ای ای خواب زده در بغل خاک 

بیخوابی وقت سحرت در بغلم ماند

.......

بستی به نوک تیر دلم را و پریدی

شال عربی کمرت در بغلم ماند

.......

تیر سه پر آمد سپرت بند به مو شد

ای بی سپر من سه پرت در بغلم ماند

.......

آتش زده ولله مرا کاش ببینی 

قدری نم چشمان ترت در بغلم ماند

.......

سیراب شدی یا نشدی؟آب نخوردی؟

خشکی لبت با جگرت در بغلم ماند

.......

رفتی و شبم بی تو دگر ماه ندارد

خاموشی روی قمرت در بغلم ماند

.......

این تیر که نه! نیزه بی رحم تو را کُشت

یک تکه تنِ مختصرت در بغلم ماند

.......

تب کرده ز من رفتی و سر آمده ای آه...

گرمای تن شعله ورت در بغلم ماند

.......

هر بار که افتاد ز نی مادرت افتاد

برداشتمش باز سرت در بغلم ماند

.......

مادر بخدا آب دل سیر نخورده 

من مانده ام و داغ تو ای شیر نخورده

                               "سید پوریا هاشمی"

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

++السلام علیک یا علی اصغر (علیه السلام)

+++التماس دعا

  • Mr. Moradi

روز ششم محرم

روضه حضرت قاسم ابن الحسن(علیه السلام)

از زیر تیغ و نیزه مرا جمه می کنی

می بوسی و زخاک بلا جمع میکنی

:((((((

قولم بده اگر که توانستی ای عمو

یکبار هم مرا به عبا جمع می کنی

:((((((

در پنجه های قاتل من ریخت کاکلم

موی مرا برای حنا جمع میکنی

:((((((

منت گذاشتی و مرا رو دامنت

مثل بقیه ی شهدا جمع میکنی

:((((((

حتما برای دلخوشی نجمه هم شده

از من هرآنچه که مانده به جا جمع میکنی

:((((((

از این یتیم بوسه به طعم عسل بگیر

چون اکبرت بیا و مرا هم بغل بگیر

:((((((

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

++السلام علیک یا قاسم ابن حسن علیه السلام

+++التماس دعا

  • Mr. Moradi

روز پنجم محرم الحرام،

روضه حضرت عبدالله بن حسن(ع):

دردی به سینه هست که خاکسترم کند

در دستهای محکم تو مظطرم کند

***

خشکم کند به شعله ی این داغ ماندنم

با ابرهای اشک بیاید ترم کند

***

آه ای خدا به عمه چه گویم که لحظه ای 

بالم دهد، رها کُنَدَم، باورم کند

***

من می پرم خدا کند او تیغ خویش را

جای عمو حواله ی بال و پرم کند

***

قیچی زد و برید و مرا تکّه تکّه کرد

اصلا اراده کرد گلی پرپرم کند

***

حالا که من به سینه ی زخمش رسیده ام

بگذار، دست های کسی بی سرم کند

                                      "علیرضا لک"

+السلام علیک یا اباعبدلله الحسین

++السلام علیک یا عبدالله ابن حسن

+++لعن الله علی قوم الظالمین

++++التماس دعا

  • Mr. Moradi

سروده‌‌ای از شاعر متعهد کشورمان آقای محمد رسولی:

کوتاه کن کلام... بماند بقیه‌اش
مرده است احترام... بماند بقیه‌اش

:(((
از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود
آن هم نشد حرام... بماند بقیه‌اش

:(((
هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت
آمد به انتقام... بماند بقیه‌اش

:(((
شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام
شد سنگها تمام... بماند بقیه‌اش

:(((
گویا هنوز باور زینب نمی‌شود
بر سینه امام...؟ بماند بقیه‌اش

:(((
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته
در بین ازدحام... بماند بقیه‌اش

:(((
راحت شد از حسین همین که خیالشان
شد نوبت خیام... بماند بقیه‌اش

:(((
رو کرد در مدینه که یا ایهاالرسول
یافاطمه! سلام... بماند بقیه‌اش

:(((

از قتلگاه آمده شمر و ز دامنش
خون علی‌الدوام... بماند بقیه‌اش

:(((
سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش
از پیکر امام... بماند بقیه‌اش

:(((
بر خاک خفته‌ای و مرا می‌برد عدو
من می‌روم به شام... بماند بقیه‌اش

:(((
دلواپسم برای سرت روی نیزه‌ها
از سنگ پشت بام... بماند بقیه‌اش

:(((
دلواپسی برای من و بهر دخترت
در مجلس حرام... بماند بقیه‌اش

:(((
حالا قرار هست کجاها رود سرش؟
از کوفه تا به شام... بماند بقیه‌اش

:(((
تنها اشاره‌ای کنم و رد شوم از آن
از روی پشت‌بام... بماند بقیه‌اش

:(((
قصه به «سر» رسید و تازه شروع شد
شعرم نشد تمام... بماند بقیه‌اش

:::::::

-------

+السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام...

++در بین شعرایی که این روزها میشنویم به نظرم این شعر متفاوت تر از بقیه است...

+++التماس دعا

  • Mr. Moradi
up