عکس نوشت :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : ریای خالص!

عکسی که مشاهده می‌کنین ، وضعیتِ ثابتِ من رو در هر امتحان ، شب امتحان و به صورت کلی در دوران امتحانات نشون میده! دقیقاً همه‌ی پست‌های دوران امتحانات ، و همینطور کامنت‌ها در همون موقعیتِ سرسام‌آورِ بین‌ِ کتاب‌ها و کاغذها بوده! :دی

نکته: بار قبل که از میزم عکس گذاشته بودم(+) ، با تبلت عکس گرفته بودم و کیفیت خیلی بهتری داشت! اما این‌بار تبلت نبود ، کیفیتِ زیادی هم لازم نداشتم! همینکه حجمِ شلوغی درک بشه ، کفایت می‌کنه :))

ادامه مطلب ... نظرات شما ( ۸ ) ۴ موافق

فیلوسوفیا


:::

توضیحاتِ جانبی‌ : دیشب دلم درد می‌کرد! شدید! ساعت مثلِ لاک‌پشت جلو می‌رفت و اونقدر کِش پیدا کرد که لپ‌تاپ رو خاموش کردم و گفتم با گوشی میخونم این قسمتِ آخر رو دیگه! ساعت یازده و ربع بود حدوداً که خوابم داشت سنگین می‌شد! قرار بود نقاشی‌ـم! منتشر بشه اگه بشه اسمش رو گذاشت نقاشی :دی چون توی فکرش بودم که چی میشه و اینا ؛ تا چشمم گرم شد ، توی خواب دیدم لافکادیو کامنت داده! یادم نیست چه متنی رو توی خواب کامنت داده بود ، ولی یادمه یادش رفته بود ایمیل رو مخفی کنه :)) توی خواب و بیداری جزئیات بیش‌تر به چشمم میاد:دی الان یادم نیست آدرس ایمیل چی بود:دی هرچند که خوابی بیش‌ نبود و تجربه‌ـم نشون داده متن‌هایی که توی خواب از وبلاگستان می‌خونم توی واقعیت وجود نداره :) ولی خب یه لحظه گفتم بیدار بشم نگاه کنم ببینم شاید واقعا کامنتی باشه:)) یازده و بیست و پنج دقیقه با گوشی نگاه کردم دیدم که نوشته یه پست انتشار در آینده بزن با عکسِ نقا‌شی‌ـت و متنِ فیلوسوفیا و لینکش کن به وبلاگش!! الله اکبر! نصف‌شبی؟ فیلوسوفیا؟ نخوندمش که تا حالا :دی :)) یکی دو دقیقه بعدش دیدم که یکی از بلاگرها توی تلگرام بهم پیام داد که کامنت‌هات رو چک کن شاید لافکادیو کامنتی داده باشه! منم که همیشه مشکوکم :))) با خودم گفتم اینا دستشون تو یه کاسه‌س! یه ترفندی کلکی چیزی توی کاره :دی اصلاً به فکرِ همچین خلاقیتِ پیچیده‌ای نیفتادم! قابل حدس نبود واقعا :دی پست رو انتشار در آینده زدم و منتظر نقطه‌ی صفریِ بامداد شدم. :)
درباره‌ی نقاشی می‌تونم بگم که من درواقع هیچی از نقاشی نمیدونم :دی باید بگم که من کل سال اول ابتدایی رو یه خونه مربعی با یه سقفِ مثلثی کشیدم با یه درخت مستطیل‌دایره‌ای کنارش!! اوجِ هنرم هم این بود که واسه خونه دودکش بذارم :دی ... تمام سعی‌ـم رو کردم که با حاشیه‌نوشته‌هاش طنزش رو بالا ببرم و اذهان رو بخندونم :)) نسبتاً هم موفق بودم :دی
این سریال ، بهونه‌ای بود که وبلاگ لافکادیو فعال‌تر بشه و تصوراتِ دوشت‌داشتنی‌تری دیده بشن! این سریال دنباله‌ی زندگیِ بلاگریِ همه‌ـمون هست! به‌واقع دوست دارم ، و فانتزی‌ـم اینه که بعد از سه چهارماه ، وقتی توی هرکدوم از این لینک‌های نقاشی میرم ،‌ همه‌ی لینک‌ها و پُست‌ها سرِ جاشون باشه و این زنجیره همیشه باقی بمونه و خدای‌ناکرده با حذفِ وبلاگ قطع نشه. برای اجرایی شدنش ، شمام هستین؟

  • Mr. Moradi
  • شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵ ، ۱۱:۰۹
  • عکس نوشت
  • نمایش : ۲۱۷
نظرات شما ( ۲۱ ) ۱۸ موافق

*مرتبط با چالشِ جولیک

اول بخونید لینک بالا رو!

خاب!

اولاً که متاسفانه بچه مدرسه‌ایِ خرخوانِ بیست‌خواه جماعت ، وسطِ امتحاناتِ ترمی ، یک روز کامل در اختیار شخصِ شخیصِ هوا هم نمی‌تونه باشه! ولی واقعا دوست داشتم چالش رو! عالیه ؛ عالی!!

حقیقتش اینه که من بلد نیستم! نمیدونم چرا! ولی بلد نیستم.مثلا یک‌بار من و داداشم فکر کنم روز مادر بود. وقتی اولیامون :دی رفته بودن صومعه سرا و چون چشمِ زن‌عموم شوره‌:‌دی ما رو نبردن ، ما هم ابتکارمون گل کرد :دی رفتیم بیرون و یه عطر بیکِ دو تومنی با یه روسری دو تومنی گرفتیم ، برگشتیم دیدیم عه! کلید پشتِ در جا مونده و دَر هم از اینطرف دستگیره نداره :)) و خب داداشِ نابغه‌ی خودم با هر تلاش و سخت‌کوشی‌ای که بود ، قفل رو خراب کرد و آخرش هم پشتِ در موندیم ؛ وقتی رسیدن ناچاراً قفل‌ساز آوردیم و پونزده تومن ضررش شد :))) بلد نیستم واقعا :)

وسطِ راه بودیم گفتم چیزی نمیخوای؟ گفت ذرت میخوای؟ منم دیدم بد نیست ، یکسالی میشه نخوردیم :| و اونطور شد که اینطور شد! و الان هم نمیدونم خوشحال شد یا نه! ولی قطعاً ذرت دوست داشت :دی

نظرات شما ( ۹ ) ۵ موافق

امتحان کتبیِ زیستِ امروز لغو شده بود ... گفته بود شفاهی ... ولی همون شفاهی رو هم نگرفت :)) در واقع یه کلاس دیگه تقویتی داشت و رفت اون کلاس و کلاس ما بیکار :دی 

ادامه مطلب ... نظرات شما ( ۱۴ ) ۵ موافق

+ یلداتون مبارک :)

  • Mr. Moradi
  • سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵ ، ۲۰:۴۵
  • عکس نوشت
  • نمایش : ۱۱۷
نظرات شما ( ۸ ) ۷ موافق

بخونید نوشته‌ی تصویر رو :) اگر بزرگتر میخواین ببینید تصویر رو : کلیک کنید

:::

صدای اخشابی ، صدای خاطره‌هاست برام! دوست‌داشتنیه بعضی از آهنگ‌هاش ... یهویی شنیدم و گفتم شما هم بشنوید! پس :

بشنوید

۸ موافق

حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی ؛ بر رسمِ سالانه‌ای که اطلاع ندارم از چه زمانی آغاز شد ، در شروع ماه مهر ، سوالاتی را در عنوان پرسش مهر مطرح نمود که خوب یادم هست که تا تاریخ بیستم آبان‌ماه فرصت داده بودند تا برای آن ، متن و طرح ببریم و کاملا داوطلبانه!! به‌تازگی رسمِ جدیدِ دیگری را نیز پایه گذاشتند با شعار هر خانواده ایرانی ، یک پاسخ! و احیاناً هرکس پاسخگو نباشد ایرانی نیست! شاید هم خانواده نیست! :

هرچند که تا به امروز برگه‌ام را به دلیلِ موجهِ کمبودِ جا برای نوشتن تحویل نداده‌ام و احتمالاً تحویل نخواهم داد!

در بالای برگه مشاهده می‌کنید که نوشته شده "سوال رئیس جمهور محبوب جناب آقای حسن روحانی" ؛ شمارش و جمع و مفرد را در پایه‌های قبل‌تر خوانده‌ام و متعجب شدم وقتی دیدم بجای "سوالات" یا "سوال‌های"‌ از کلمه‌ی مفردِ "سوال" استفاده کردند!! آخر ماشاءالله ایشان یکی دو پرسش هم نداشته‌اند! پنج پرسش است! کجای "پنج" مفرد به حساب می‌آید؟

:::

خشونت از کجا نشأت گرفته است؟ 

در خصوص سوال اول می‌توان گفت خشونت از حسِ خوبی که به صورت آنی در آن نهفته شده است ، نشأت گرفته. آخر نمی‌دانید که! خشونت حس خوبی دارد! قدرت و تملک حس خوبی دارد! برتری حسِ بسیار خوبی دارد ؛ و همه‌ی این‌ها با خشونت قابل دسترسی‌ست. نه اینکه با اخلاق نیکو قابل دسترسی نباشد و یا اینکه خوبی، حس خوبی نداشته باشد؛ ولی همانطور که مستحضر هستید خویِ بشریت به سمت و سویِ بدی سوق پیدا کرده و در این زمانه خشونت سریع‌تر به پاسخ می‌رسد! البته بماند خشونت‌های مثبت ، که نیازِ هر جامعه و جهانی‌ست و برخی از خشونت‌ها برای از بین بردنِ خشونتِ بزرگ‌تری اجتناب ناپذیر است.

چگونه عده‌ای خشونت را می‌آموزند؟

از برای سوال دومِ حضرتِ نسبتاً منوَّرتان باید گفت که هرکس جامعه‌ای را دیده و هر فردی ذاتاً به سمت قدرت تمایل دارد ؛ این شخص در جامعه‌ای که زندگی می‌کند ، دیده‌ است  که هرکسی که به برتری رسیده و قدرتی یافته و دار و دسته‌ای به‌هم رسانیده ، از رویِ سرِ کسانِ پایین‌تری رد شده و به طُرُق متنوع خشونت را به کار بسته است! حال شما بگوئید که این فرد خشونت را چگونه می‌آموزد؟

چگونه باید در برابر خشونت ایستادگی کنیم؟

سوال سومِ کدخدای ایران ، جوابِ واضحی ندارد! یعنی پاسخ داد ؛ ولی آنچنان نقطه نظرات متفاوت است که نمی‌شود همه را ذکر کرد! آخر نمی‌دانم چرا در مرتبه‌ای حتی تسلیم شدن در برابر ظالم را ایستادگی می‌دانند و عمرِ یک کشور را به هدر می‌دهند! در نظر دین مبین اسلام که شما حجت آن هستید ، کوتاه آمدن در برابر ظالم و ستمگر را گناهی نابخشودنی می‌داند و هرگز تن به ذلّت ظالم و زورگو نمی‌دهد! هیهات من الذله!

چگونه می‌توانیم کشور و جامعه‌ای دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟

در جوابِ سوال چهارمِ مهرورزانه‌ی‌تان باید بگویم که لطفاً خشن نباشید! وقتی منتخبان یک ملت ، مسئولین یک کشور ، خدمتگذارانِ مردم ، اصول اسلام و رحمت نبوی را رعایت نمی‌کنند ، وقتی خودشان نمی‌توانند خوشان را کنترل کنند ، وقتی دروغ را دستمایه‌ی قدرتِ خویش می‌کنند ، وقتی در برابر شیطان بزرگ کوتاه می‌آیند و کوچک‌های دنیا برای مملکت بزرگ اسلامی ایران بزرگتر می‌شوند و اجازه‌ی توهین به خود می‌دهند و مسئولین بجای برخورد متناسب ، رحمتِ اضافه از کیسه‌ی خلیفه می‌بخشند ، مردم چگونه رحمت الهی را سرلوحه‌ی خویش قرار دهند وقتی در مراتب بالاتر ، این مهم رعایت نمی‌شود؟

و چگونه می‌توانیم جامعه، منطقه و جهانمان را از خشونت برهانیم؟

آخرین سوال را هم این‌گونه پاسخ بگویم که هرطوری غیر از طریقه‌ی الانِ کشور می‌تواند مشکل‌گشای معضل خشونت باشد!خشونت را نمی‌توان با مذاکره و پوزخند جمع کرد یا قائله را ختم نمود! مطمئن باشید خشونتی که اکنون در جامعه‌ی اسلامی ایران ، منطقه‌ی خاورمیانه و جهانِ سلطه‌طلب می‌بینیم امکان ندارد خود به خود رفع شود! کسی که بنای کشورش با خشونت نهادینه شده امکان ندارد از خشونت دست بردارد.

در برابر جامعه ؛ امنیت در قوای نظامی و انتظامی‌ست که اگر مهره‌های فاسد و خودفروخته از آن دور شوند ، نیروی قدرتمند و مقتدری جلوه‌گر خواهد بود!!

در برابر منطقه ؛ باید دخالت کرد! دیگر در اینجا نباید مرز را مانع دانست! ما در این روزها مدافعین حرم را می‌بینیم. بنده با اطلاعات خیلی خیلی قلیل خود ، احساس می‌کنم دو احتمال بیش‌تر نیست! یا گروهِ پست داعش و دیگر گروه‌های تروریستی به خوبی حمایت می‌شوند [که در اینجا باز سوال پیش می‌آید که پس چرا با حامیانِ تروریست ارتباط می‌گیرید؟!] و یا نیروهای عزیز سپاه اسلام تحت حمایت واقع نمی‌شوند و اینگونه مظلومانه جان خود را فدای خاک پاک حرم مطهر حضرت زینب سلام الله علیها می‌کنند. پس در زمینه‌ی منطقه ما نیازمند حمایت و پشتیبانیِ همه جانبه از طرف دولت‌های واقعاً اسلامی هستیم! و نه حکومت‌های به اسم اسلامی همانند آل سعود!

در زمینه‌ی جهانی ، تنها می‌شود این مورد را مورد نظر قرار داد که هرکس باید از خودش شروع کند! اگر ایران توانست خشونتِ منفی را در خودش به صفر برساند ، این مهم خودش موفقیتی جهانی‌ست! اگر ایران بتواند با حمایت و مداخله در امورِ فاجعه‌ی منطقه ، اوضاع را تثبیت و آرام کند ، این مهم نیز موفقیتی جهانی‌ست! و همچنین نمی‌توان توقع داشت که با مذاکره با حامیان تروریست بشود تروریست‌ها را ریشه‌کن کرد!

و من الله توفیق!

نظرات شما ( ۱۵ ) ۴ موافق

صفحات دیگر

up