مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۳۳ مطلب با موضوع «سیاست نـوشـت» ثبت شده است

راستش من روش خودم رو دارم واسه تشخیص خوب و بد! مثل حضرت لقمان حکیم که روش خودشون رو داشتن! قطعاً اون هشت‌ساعتی که واسه مناظره و بحث‌های پیرامونش و خوندن نظرات مردم، وقت گذاشتم، بیهوده‌ی بیهوده نبوده. ولی کماکان سعی می‌کنم نظرات آشناها و دوستان رو نخونم!! چون احتمالش هست که بخاطر برعکس‌بینیِ طرف مقابلم، ازش متنفر بشم. فلذا اگه قراره عاشق روحانی و دولت فخیمه‌اش باشین، خیلی بهتره که این روزها از فضای مجازی لفت! بدین :)) درصد قلیلی به طرز فجیعی به نفعش حرف میزنن که واقعا آدم با دیدنشون حالت تهوع می‌گیره. 

این از مقدمه! 

مناظره رو میشه به دو بخش تقسیم کرد، قبل و بعد از پرش ناهنگام روحانی به وسط حرف‌های قالیباف! یکسری بعد مناظره اومدن و گفتن روحانی وعده نداده که، صرفا گفته اگه اینطور بشه اونطور میشه!! حقیقت همون لحظه که روحانی اتهام زد که از یک سایت گمنام داری نقل می‌کنی، رفتم سایت خودش و متنش رو پیدا کردم. خیلی دقیق گفته اگر در یک‌سال ده میلیون گردشگر وارد کنیم می‌توان چهارمیلیون شغل ایجاد کرد! کاری ندارم این حرفش گزافی بیش نبوده، ولی بعضی اومدن گفتن مگه توی یکسال ده میلیون گردشگر وارد شده؟ خیلی معلومه که نه! بعدش هم انداختن تقصیر حمله به سفارت!! توی چهارسال حدود بیست میلیون گردشگر وارد کشور شده، درحالیکه در کل چهارسال حدود دومیلیون شغل ایجاد شده. حالا یه ضرب و تقسیم ساده بلد باشید می‌تونین بفهمین دروغ گفته یا دروغ نگفته! میانگین سالانه گردشگر میشه پنج میلیون، پس طبق گفته‌ی خودش، پنج میلیون گردشگر باید دو میلیون شغل داشته باشه، در حالیکه سالانه حدود پونصدهزار شغل ایجاد شده! اونم نه فقط توی گردشگری. حالا نمی‌دونم می‌تونین حق بدین یا نه! ولی وقتی کسی دروغ رو می‌خواد توی شلوغی حل کنه، من متنفر میشم ازش! 

جهانگیری و روحانی جفتشون به برج‌سازی تهران اشاره کردن. خب من یه متنی رو میذارم خودتون مقایسه کنین کی بیش‌تر مقصره! شهرداری یا دولت؟  : «مجوز ساخت بناهای بلندمرتبه که ساختمان‌های 12طبقه به بالا هستند، باید از دریچه کمیسیون ماده 5 بگذرد؛ کمیسیونی که 8عضو دارد و اعضای آن معاونان وزرای راه و شهرسازی، جهادکشاورزی، نیرو، کشور، معاون سازمان میراث فرهنگی، معاون سازمان حفاظت محیط‌زیست، رئیس شورای شهر (بدون حق رأی) و شهردار تهران هستند. در این میان نکته مهم آن است که نهادهای دولتی 6برابر مدیران شهری در مجوز ساخت بناهای بلند حق رأی دارند.» حالا حتی اگه فکر کنیم که قالیباف به همه‌شون رأی مثبت داده، باز هم باید نیروهای دولت رو مقصرِ صدور مجوز دونست! 

نقش جهانگیری، از نقش شکلک‌های خندان تلگرام، خنده‌دارتر بود! یعنی الان آدم قیافه‌ی جهانگیری رو می‌تونه به‌راحتی جایگزین مناسبی برای این شکلک‌ها بدونه. از بس که با پررویی و بی‌شرمی، از هربحث و موضوعی، از دولتِ رئیسش تعریف و تمجید می‌کرد و رسماً گندِ هرچی خود شاخ‌پنداری رو درآورد. یک‌تنه میشه به‌عنوان بهترین استندآپ کمدینِ حاضر در دولت، ازش یاد کرد. راستش بعد از مناظره از بیش‌ترین چیزی که تعجب کردم این بود که بعضی از جهانگیری خوششون اومده بود! خب خیلی سعی می‌کنم اینو بذارم به پای دلقک بازی و ننه من غریبم بازی‌هاش توی صحنه. ولی یادتون نره، کسی که از اول تا آخر مناظره، بدون گفتنِ حتی یک برنامه‌ی عملی برای دولت آینده‌ی رئیسش، و صرفا با تعریف و تمجید از اوسا حسن و تخریب و تکذیب رقیب‌هاش، جلو میره و فقط سعی در شلوغ‌تر کردن ماجرا برای گم‌شدن کلیدِ شکسته‌ی دولت وسط این همه بدبختیِ مردم داره، هیچ‌وقت نمیشه بهش اعتماد و اعتنا کرد. من اینجور مواقع میگم #بی‌شرف_نباشیم! 

روحانی، بادِ هواست. بعضی وقت‌ها اینطور حس میشه که صرفا با یه سری اسمِ به فنا رفته، می‌خواد خودشو بِکِشونه بالا تا کمتر تو فاجعه‌ای که به بار آورده فرو بره. مثل سخنرانی‌ش توی یزد که گفت: «برادر عزیزم، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی!» حالا از مدرک بی‌اعتبارش به استناد جعل‌هایی که توی تزِ دکتری‌ش وجود داره هم بگذریم ولی باز هم تا حالا فقط با همین اسامی، تونسته بعضی از ملت رو گیج و منگ و کور و کر کنه. یه‌مدت هم چسبیده بود به «سایه‌ی شوم جنگ»، که رهبر عزیزمون به قشنگی، حرفش رو تحویلِ خودش داد و رفع جنگ رو از برکات حضور مردم دونست، نه حضور مسئولینی که چهارسال، روزی نبوده که کلمه‌ی «برجام» و مشتقاتش از زبونشون شنیده نشه! 

+ روحانی خیلی تلاش کرد یه تیکه‌ی بامزه بندازه و گفت من می‌خواستم گناهش زیاد نشه :)) نمی‌دونم دیگه ملت به چه زبونی بهت میگن! اگه بهت بگن که میخوان بیش‌تر از این، بارِ گناهت سنگین نشه، ول می‌کنی بری پی دولتِ زندگیِ خودت؟ :دی ول می‌کنی دروغگویی رو؟ :|

++ برای این‌که بتونید منظورم رو از عنوان دریافت کنین که دقیقا به کی گفتم گلادیاتور، یه‌تعریف کوتاهی از «گلادیاتور» رو از ویکی‌پدیا نقل می‌کنم. «گلادیاتور‌‌ که بدان «مرد شمشیر» گفته شده. برخی از گلادیاتورهایی که برای شرکت در نبردهای گلادیاتوری داوطلب می‌شدند، نه فقط حقوق فردی و اجتماعی خویش، بلکه حتی زندگی خود را با ظاهر شدن در صحنهٔ این نبردها در معرض خطر قرار می‌دادند. اغلب گلادیاتورها، بعنوان برده خوار و خفیف شمرده می‌شدند، تحت شرایطی دشوار تأدیب می‌گردیدند، از نظر اجتماعی به حاشیه رانده شده بودند.» حالا به‌نظرم خیلی واضح شده که منظور کدومشون بوده. اما همچنان اطمینان دارم خیلی‌ها با برعکس‌بینی، قالیباف رو شبیه گلادیاتور می‌بینن. ولی این، چیزی جز برعکس‌بینیِ اونها نیست. که مطمئناً به‌زودی، و حداقل در طی زمانی به‌مدت یک ماه تا چهارسال، و حداکثر تا دوازده سال آینده، می‌فهمن که چه بلایی سرِ خودشون آوردن. ولی وقتی اینو می‌فهمن، که یه‌مقدار دیر شده، یه‌مقدار دیر شده و دیگه هیچ راهی برای برگشت ندارن. 

+++ من از هیچکدومشون دفاع نکردم. نه از قالیباف و نه از دیگر کاندیداها! خودم اگه رأی می‌دادم، سفید می‌دادم. این شیش نفر، هیچ‌کدومشون نمی‌تونه به ذهنم وارد بشه. هاشمی طبا که همش می‌گفت نمی‌شود و دولت نمی‌تواند و چرا این‌ها را به دولت تحمیل می‌کنید!، میرسلیم هم که همش می‌گفت ما خواهیم توانست و اگر بخواهیم و بسیار کار کنیم حتما خواهیم توانست، روحانی که وعده‌های نود و دو رو تکرار می‌کرد و جهانگیری با اعداد و ارقام و تکون دادن سر تاییدش می‌کرد، قالیباف هم می‌گفت پنج میلیون شغل و سه‌برابری یارانه!، رئیسی بنده‌ی خدا هم که مظلومانه کلمه‌ی «جوانان» رو بین حرف‌هاش جا میداد و وعده‌های خوش آب و رنگی رو تحویلمون داد. ایشالا اونی بیرون بیاد، که درها براش بدونِ کلیدهای خارجی و گرون، باز بشن. ایشالا اونی رأی بیاره که «مسئول» باشه. 

  • Mr. Moradi

با توجه به اعداد و ارقامی که معمولا سه رقمی هستن و این روزا از رسانه‌های مختلف گفته میشه، فکر کنم توی همین چند روز بیش‌تر از دو سه هزارتایی طرح، نیم‌طرح و پیش‌طرح رو افتتاح کردن. شماها هم کم کم خونه‌هاتونو مرتب کنین، همین روزاست که بیان خونه‌هامون رو هم افتتاح کنن. خدا رو چه دیدی! شاید خونه‌مون در محل استادیومِ سه میلیون نفری‌ای واقع شده باشه که قراره سال 1415 کلنگ بخوره! 

  • موافقین ۲۶
  • ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۰۷
  • Mr. Moradi

ببینید؛ این آخرِ سالی، دلتان را خوش می‌کند!!

.

.

دریافت

.

+ بی‌شناسنامه‌ها! عقب‌مانده‌ها! دلواپس‌های خائن! چرا سوال می‌کنید؟ چرا؟ ضمناً؛ به من رأی بدید، مرسی اَه!

  • Mr. Moradi

ببینید :

+ حس کردم امروز رهبری عصبانی بود! از دستِ یک مشت... لا اله الا الله! :| 

  • Mr. Moradi

و 

نهج البلاغه ؛ خطبه 41

+ بدون شرح!

  • Mr. Moradi

حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی ؛ بر رسمِ سالانه‌ای که اطلاع ندارم از چه زمانی آغاز شد ، در شروع ماه مهر ، سوالاتی را در عنوان پرسش مهر مطرح نمود که خوب یادم هست که تا تاریخ بیستم آبان‌ماه فرصت داده بودند تا برای آن ، متن و طرح ببریم و کاملا داوطلبانه!! به‌تازگی رسمِ جدیدِ دیگری را نیز پایه گذاشتند با شعار هر خانواده ایرانی ، یک پاسخ! و احیاناً هرکس پاسخگو نباشد ایرانی نیست! شاید هم خانواده نیست! :

هرچند که تا به امروز برگه‌ام را به دلیلِ موجهِ کمبودِ جا برای نوشتن تحویل نداده‌ام و احتمالاً تحویل نخواهم داد!

در بالای برگه مشاهده می‌کنید که نوشته شده "سوال رئیس جمهور محبوب جناب آقای حسن روحانی" ؛ شمارش و جمع و مفرد را در پایه‌های قبل‌تر خوانده‌ام و متعجب شدم وقتی دیدم بجای "سوالات" یا "سوال‌های"‌ از کلمه‌ی مفردِ "سوال" استفاده کردند!! آخر ماشاءالله ایشان یکی دو پرسش هم نداشته‌اند! پنج پرسش است! کجای "پنج" مفرد به حساب می‌آید؟

:::

خشونت از کجا نشأت گرفته است؟ 

در خصوص سوال اول می‌توان گفت خشونت از حسِ خوبی که به صورت آنی در آن نهفته شده است ، نشأت گرفته. آخر نمی‌دانید که! خشونت حس خوبی دارد! قدرت و تملک حس خوبی دارد! برتری حسِ بسیار خوبی دارد ؛ و همه‌ی این‌ها با خشونت قابل دسترسی‌ست. نه اینکه با اخلاق نیکو قابل دسترسی نباشد و یا اینکه خوبی، حس خوبی نداشته باشد؛ ولی همانطور که مستحضر هستید خویِ بشریت به سمت و سویِ بدی سوق پیدا کرده و در این زمانه خشونت سریع‌تر به پاسخ می‌رسد! البته بماند خشونت‌های مثبت ، که نیازِ هر جامعه و جهانی‌ست و برخی از خشونت‌ها برای از بین بردنِ خشونتِ بزرگ‌تری اجتناب ناپذیر است.

چگونه عده‌ای خشونت را می‌آموزند؟

از برای سوال دومِ حضرتِ نسبتاً منوَّرتان باید گفت که هرکس جامعه‌ای را دیده و هر فردی ذاتاً به سمت قدرت تمایل دارد ؛ این شخص در جامعه‌ای که زندگی می‌کند ، دیده‌ است  که هرکسی که به برتری رسیده و قدرتی یافته و دار و دسته‌ای به‌هم رسانیده ، از رویِ سرِ کسانِ پایین‌تری رد شده و به طُرُق متنوع خشونت را به کار بسته است! حال شما بگوئید که این فرد خشونت را چگونه می‌آموزد؟

چگونه باید در برابر خشونت ایستادگی کنیم؟

سوال سومِ کدخدای ایران ، جوابِ واضحی ندارد! یعنی پاسخ داد ؛ ولی آنچنان نقطه نظرات متفاوت است که نمی‌شود همه را ذکر کرد! آخر نمی‌دانم چرا در مرتبه‌ای حتی تسلیم شدن در برابر ظالم را ایستادگی می‌دانند و عمرِ یک کشور را به هدر می‌دهند! در نظر دین مبین اسلام که شما حجت آن هستید ، کوتاه آمدن در برابر ظالم و ستمگر را گناهی نابخشودنی می‌داند و هرگز تن به ذلّت ظالم و زورگو نمی‌دهد! هیهات من الذله!

چگونه می‌توانیم کشور و جامعه‌ای دارای رحمت اسلامی و نبوی داشته باشیم؟

در جوابِ سوال چهارمِ مهرورزانه‌ی‌تان باید بگویم که لطفاً خشن نباشید! وقتی منتخبان یک ملت ، مسئولین یک کشور ، خدمتگذارانِ مردم ، اصول اسلام و رحمت نبوی را رعایت نمی‌کنند ، وقتی خودشان نمی‌توانند خوشان را کنترل کنند ، وقتی دروغ را دستمایه‌ی قدرتِ خویش می‌کنند ، وقتی در برابر شیطان بزرگ کوتاه می‌آیند و کوچک‌های دنیا برای مملکت بزرگ اسلامی ایران بزرگتر می‌شوند و اجازه‌ی توهین به خود می‌دهند و مسئولین بجای برخورد متناسب ، رحمتِ اضافه از کیسه‌ی خلیفه می‌بخشند ، مردم چگونه رحمت الهی را سرلوحه‌ی خویش قرار دهند وقتی در مراتب بالاتر ، این مهم رعایت نمی‌شود؟

و چگونه می‌توانیم جامعه، منطقه و جهانمان را از خشونت برهانیم؟

آخرین سوال را هم این‌گونه پاسخ بگویم که هرطوری غیر از طریقه‌ی الانِ کشور می‌تواند مشکل‌گشای معضل خشونت باشد!خشونت را نمی‌توان با مذاکره و پوزخند جمع کرد یا قائله را ختم نمود! مطمئن باشید خشونتی که اکنون در جامعه‌ی اسلامی ایران ، منطقه‌ی خاورمیانه و جهانِ سلطه‌طلب می‌بینیم امکان ندارد خود به خود رفع شود! کسی که بنای کشورش با خشونت نهادینه شده امکان ندارد از خشونت دست بردارد.

در برابر جامعه ؛ امنیت در قوای نظامی و انتظامی‌ست که اگر مهره‌های فاسد و خودفروخته از آن دور شوند ، نیروی قدرتمند و مقتدری جلوه‌گر خواهد بود!!

در برابر منطقه ؛ باید دخالت کرد! دیگر در اینجا نباید مرز را مانع دانست! ما در این روزها مدافعین حرم را می‌بینیم. بنده با اطلاعات خیلی خیلی قلیل خود ، احساس می‌کنم دو احتمال بیش‌تر نیست! یا گروهِ پست داعش و دیگر گروه‌های تروریستی به خوبی حمایت می‌شوند [که در اینجا باز سوال پیش می‌آید که پس چرا با حامیانِ تروریست ارتباط می‌گیرید؟!] و یا نیروهای عزیز سپاه اسلام تحت حمایت واقع نمی‌شوند و اینگونه مظلومانه جان خود را فدای خاک پاک حرم مطهر حضرت زینب سلام الله علیها می‌کنند. پس در زمینه‌ی منطقه ما نیازمند حمایت و پشتیبانیِ همه جانبه از طرف دولت‌های واقعاً اسلامی هستیم! و نه حکومت‌های به اسم اسلامی همانند آل سعود!

در زمینه‌ی جهانی ، تنها می‌شود این مورد را مورد نظر قرار داد که هرکس باید از خودش شروع کند! اگر ایران توانست خشونتِ منفی را در خودش به صفر برساند ، این مهم خودش موفقیتی جهانی‌ست! اگر ایران بتواند با حمایت و مداخله در امورِ فاجعه‌ی منطقه ، اوضاع را تثبیت و آرام کند ، این مهم نیز موفقیتی جهانی‌ست! و همچنین نمی‌توان توقع داشت که با مذاکره با حامیان تروریست بشود تروریست‌ها را ریشه‌کن کرد!

و من الله توفیق!

  • Mr. Moradi

خب میدانید، گاهی آدم داغ می‌کند وقتی یک‌سری حرف‌هایی را از یک‌سری افراد می‌شنود! لزوماً هم سیاسی نیست. اما وقتی می‌بینی چگونه آتش می‌کشند مملکت را ... چگونه با دروغ، با وعده‌ی دروغ، سر مردم را گول می‌مالند ... می‌بینی که مردمِ راحت طلبِ وطنی، یک عده خوش‌سوادِ مبتدی را می‌فرستند مجلس و این افرادِ خوش‌سوادِ مجلسی، دو رکعت نماز دیگری را در زیارت‌های تجملاتی‌اش برای تایید صلاحیتِ یک وزیر! کافی می‌دانند ... واقعا این‌ها برای شما کافی نیست تا داغ کنید؟ برای من که کافیست. 

خیلی وقت بود که از اخبار بی‌خبر بودم! خیلی وقت بود که دیگر دست‌م نمی‌رفت سمت شبکه‌های خبری و سایت‌های خبرگزاری ... شاید یکی از دلایلش پرخبریِ خانه و اعصاب‌خردکن بودنِ اخبار داخلیِ خانه بود و شاید هم نیاز مفرط به آرامش ... حقیقتاً هم این‌گونه آرام‌تر است ... ولی یک‌روز، به خودت می‌آیی و صفحات خبری را که مرور می‌کنی، هی با خودت فکر می‌کنی که چقدر همه‌چیز عوض شده! و چقدر بعد از شکستنِ حباب دروغ، اوضاع ماست‌مالی‌شده، می‌شود! 

روحانی، شخصِ شخیصِ ریاست جمهوریِ جمهوری اسلامی ایران! هنوز آنقدر در چشمان این مردم راحت‌طلب، این مردمِ فلکِ غرب را خورده و از ریسمان سیاه و سفید نترسیده، ابهّت و جلال و جبروت دارد که حتی ممکن است بعد از این همه فاجعه، این همه دروغ پشت دروغ، این همه خالی‌بندی‌های سیاسی، باز هم رأی بیاورد و چهارسال متوالیِ دیگر بر این مردم غفلت‌زده حکومت کند و باز هم مدبّرانه، وعده دهد و برجام‌های کثیره‌‌ای از شجره‌ی خبیثه‌ی مذاکرات با شیطان‌زده‌های از خود بی‌خود شده، به خوردِ این مردم دهد که اگر این‌گونه شود، این مردم حقشان است هرچه بر سرشان بیاید! که خود کرده را تدبیر نیست.

آنچه اکنون حائز اهمیت می‌شود، نه بررسیِ درستکاری در این سه‌سال و نیم است و نه بیرون‌کشیدنِ مو از ماستِ گندیده‌ی دولت و نه حتی مبارزه‌ی علنی با یک‌عده به ظاهر انقلابیِ با فهم [ما که همه نفهم و بی‌سواد و عقب‌مانده‌ایم و تندرو!] در حال، باید و باید و باید هر کسی بشود قاضیِ خودش که ببیند چطور و چگونه ممکن است که این اوضاع بدتر نشود! بهتر نخواستیم! بهترشدن فقط وعده است! به حق هرکس بیاید و وعده دهد که اوضاع را خراب‌تر نمی‌کند، در این زمانه، اصلح‌تر است! و الّا بسیار بودند لشکریانی که می‌خواستند همه‌جا را ٩٠+١٠ روزه، گلستان کنند ... الان تدبیر، همان مدیریتِ زخمِ تازه‌ایست که هر لحظه امکانِ خونریزی دارد. وگرنه هرکسی بلد است باند بپیچد روی ظاهر زخم و پنهانش کند! 

خوابیدن از یک‌جایی به بعد خطاست! خود را به خواب‌زدن، از اول اشتباه بود. خودتان را به خواب زدید و حال که آب کوی و کاشانه‌تان را برده، دوباره سر بر بالینِ گرم و نرمِ دروغ‌های شیرین نگذارید. 

  • Mr. Moradi
up