مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : زندگی...

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۴۸ مطلب با موضوع «روز نوشت» ثبت شده است

همیشه از درس حرفه فن یا همون فناوری امروزی بدم میومد و  تبدیل به یک کابوس شده بود ...

همیشه هم پروژه[!] هاو کارهایی میدادن که امکانات ساختش در دسترس نبود [مثل ارّه و میله های آهنی و...]

همیشه هم وسیله هایی که میساختم شکل مجهول داشت و به دل نمی نشست :)

همیشه کلاً؛ اصلاً کار عملیم خوب نبود :دی

دبیر پارسالمون بجای کار عملی امتحان میگرفت و تحقیق میداد که خیلی عالی بود برای من :)

امسال یه دبیری داریم که کار میده برای انجام اما زیاد سخت نمیگیره :) و کلاً بد نیست 

هفته ی قبل یه کار با گچی داده بود که خیلی سخت به نظر میومد .... ولی زیادم سخت نبود ؛ یعنی خیلی ساده بود ... یه قالب گچ میخواست فقط ...

دیروز ساعت 6 غروب ساختمش و ساعت 7 تا 8 خشک شد و قابل استفاده :)

یه چیزی هم باید روش مینوشتم مثل بسم الله یا هرنوشته دیگه ای که دیگه نشد بنویسم [حک کنم]

فقط یه نفر دیگه به جز من اینو آورده بود =))) و مالِ من خیلی بهتر شده بود :) 

[قالب مذکور ...[کلیک

+این که درست شد به نظرم رسید که خیلی چیزیا قشنگتر و بهتری هم میشه با گچ درست کرد:) خیلی شیک و زیبا و دوست داشتنی میشه .... قیمتی هم نداره! 50 کیلو گچ = 3500 تومان :))

++موفق باشید :)

  • Mr. Moradi

یه آموزش مفیدی رو که جناب پلاک هفت قرار دادن این(کلیک) هستش ... ضمن تشکر از ایشون منم از این امکان استفاده کردم ؛ البته با یه مقدار تغییر و تصرّف :)

از این لحظه به بعد هر مطلب جذابی رو که مشاهده کردم با عنوان دردانهِ‌ هفته از این طریق در اختیار شما دوستان قرار میدم ...

به نظرم امکان زیبا، جادار؛ مطمئن و قابل توسعه ای هستش که در آینده استفاده های بیشتری ازش خواهم کرد ...

+ نظرتون؟؟؟

++ :)

  • Mr. Moradi

این پست بنا به درخواستِ فرد مورد نظر فاقد مطلب اعلام میشود ....

  • Mr. Moradi

در طی تشخیص نادرستی که برخی از دوستان با وجود این همه نشونه اعم از نوع حرف زدن .... نوع نوشتار ... تعریف از درس و مدرسه و... باز هم نتوانستند به آقا یا خانم! بودنِ بنده پی ببرند؛  تصمیم بر آن شد که باری این ابهامات آزاردهنده برای همیشه رفع گردد ...

در طی این تصمیم، ابتدا بخشی به نام "درباره من" در منوی اصلی وبلاگ ایجاد شد ... دومین موردی که در راستای ابهام زدایی انجام شد تغییر نام نویسنده(خودم) از "M.Moradi" به "Mr.Moradi" بوده که M مخفف اسم کوچکم به .Mr که نشانه "آقا" در دستور زبان انگلیسی میباشد انجام شد ...

اول از همه باید بگم که حسِّ تشخیص (حس ششم) برخی دوستان کمی دارای ضعف بوده که میتوانند با خوردن صبحانه کامل! آن را رفع کنند :)

آخر از همه هم باید بگم که .... خب چی باید بگم که نگفتم؟؟؟

+یاعلی

  • Mr. Moradi

یکی از امکاناتی که من به شدت منتظر بودم و از بس که پیگیری کرده بودم مسئولین دیگه جوابم رو نمیدادن! امکان نمایش فهرست دنبال کنندگان بود! :)

تعداد دنبال کننده های وبلاگم [37] یه مقدار به نظرم زیاد بود و کلاً دوست داشتم بدونم چه کسایی خوانندگان و دنبال کنندگان خاموش وبلاگم هستن! (37 تا دنبال کننده و به طور میانگین 10 نظر واسه هر مطلب؟؟!) بالاخره امشب ساعت 8:30 به طور رسمی از این امکان فوق العاده پرده برداری کردن ...

باورم نمیشد! بعضیا دنبالم میکردن که من فقط یه بار به وبلاگشون رفته بودم! یعنی اینقدرررر با معرفت؟؟؟؟ 

از این 37 نفر تا 10 نفرشون مخفی بودن! یعنی من هم نمیتونم متوجه بشم چه کسانی هستن O_o 

ولی به هر حال خیلی وقت بود که منتظر بودم این امکان فعال بشه که خوشبختانه فعال شد :)) چقدرم پیگیری کرده بودم! این اواخر دیگه جواب هم نمیدادن :دی

+جعبه دنبال کنندگان رو اولش به دلیل اینکه یه مقدار زیبا نبود و جاگیر بود نمیخواستم بزارم  امّا فعلا میزارم و ان شاالله در جای مناسب تری قرار خواهم  داد ...

++صد البته من برای دل خودم و آرامشم دست به قلم[کیبورد] میبرم و دوستان عزیز هم به بنده تا امروز خیلی لطف داشتن که ازشون تشکر میکنم ... 

+++پیشنهاد میکنم حتما یه سر به این بخش از طریق منوی "ارتباط" از منوی اصلی مرکز مدیریتتون بزنید 

++++شب شیک .... :)

  • Mr. Moradi

یه گوشی تو خونمون هست که با قدمت ترین گوشیه ماست! فک کنم حدود 11 سالی عمر داشته باشه ....

از قضاء این گوشی مشکل پیدا میکنه و ما یه گوشی جدید میخریم! البته فروردین 94 این اتفاق میفته ... بعد از تموم شدن خرداد و مرتّب کردن وسایل برای اینکه این گوشی گم نشه و از بین نره من گذاشتمش تو کیفم و کیفمم که تابستون باهاش کاری نداشتم! 

حدود شش ماهه که این گوشی تو کیفمه و خودمم تقریباً بی خبرم!(یه چند باری میخواستم بر دارم که یادم میرفت!)

در این مقطع تحصیلی که ما هستیم بعضی ها اینقدر حماقت دارن که گوشی هایی که فلان قدر پول خوردن رو با خودشون میارن مدرسه !  تو مدرسه هم که ممنوعه یعنی اگه ازشون بگیرن حتماً یه بلایی سرش میارن .... 

و اونایی که میاوردن راست راست میچرخیدن و عکس سلفی مینداختن و گوشی شونم سالمه سالم و هیچ کس هم کاریشون نداشت!

بالاخره رسیدیم به امروز صبح که اومدن که کیف بچه ها رو بگردن (من کاملا با این کار مخالفم اما اونا دیگه چاره ای هم ندارن برای پیدا کردن گوشی و جلوگیری از آوردنش!)... من هم یکدفعه یاد این عتیقه افتادم!‌ اونایی که گوشی آورده بودن رو نتونستن پیدا کنن! اکثراً جوری مخفی سازی میکردن که هیچ کس نمیتونست پیداش کنه ولی من همه مخفی گاهاشون رو بلدم :)) ... رسید به کیفم این قراضه رو دیدن! البته نه باتری داشت و نه سیم کارت! گرچه میدونستم باهام کاری ندارن و چیز مهمی نیست(به علت خراب بودن گوشی مذکور و نداشتن هرگونه تجهیزات!!!) اما برام جالب بود ... ماجرا رو که تعریف کردم دیگه واقعا حوصله ام سر رفت و آخرش گفتم: نخواستیم .. مالِ خودتون و در جواب استماع نمودیم که بیا بگیرش این عتیقه رو...

                                                               موبایل عتیقه                                                                  

یاد اون خبر افتادم که بدهکاری های بسیار کوچیک بعضی ها رو تو روزنامه نوشته بودن در حالی که کاری به اون بدهکار های بانکی کلّه گنده نداشتن و حتی اسمشون رو مخفف میگفتن!!! کاری به گوشی اونایی که راست راست تو کلاس سلفی میگیرن نداشتین و یا نتونستید پیدا کنین ولی مالِ من رو که بدرد نمیخورد رو در سدد توقیف بودید ...

+یه مقدار پر حرفی کردم که معذرت میخوام...

++ بالاخره لو میدم اونایی که گوشی آوردن رو :)) چقدر بی قانونی :)) [شوخی]

  • Mr. Moradi

بعد از استرسی که بهمون تحمیل شد و  اوراق بهادار در کلاس تصحیح شد نتیجه جبران خودمون رو هم دیدیم ... دقیقا همونی که حدس میزدم ...

بد نیست ... خوب هم نیست ... اما از هیچی بهتره ... 

اما با همه ی این استرس ها و تنش ها و واکنش ها ؛ علیرغم میلم ؛ همچنان زنده ایم و مقداری از اکسیژن و جهان رو در مصرف خودمون نگه داشتیم :(

این روزا اصلا فرصتی ندارم ... کلاً نه ماهی که مدرسه میریم هیچ وقت نفس راحت نمیکشیم...

البته صبح امروز یه اتفاق جالبی افتاد که ان شاالله در پست دیگری به اون موضوع و اتفاق میپردازم...

+موفق باشید :))

  • Mr. Moradi
up