مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : دیگری
مُنَقَّش

مُنَقَّش؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

آخرین مطالب
مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۹۴ مطلب با موضوع «روز نوشت» ثبت شده است

اختیار نوشتنم که دست خودم است! اما اختیار خواندنم هم دست خودم است؟! اگر نیست که باید اختیارش را به دست بگیرم، اینطور نمیشود!

از این به بعد بی تفاوت تر میخوانم! شاید هم کمتر!

  • موافقین ۱۱
  • ۱۳ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۴۱
  • Mr. Moradi

من واقعا نمیدونم این فیلم های خارجکی ای که نشون میدن ، توش چجوری قرص رو بدون آب یا هر مایع دیگه ای میخورن؟ وسط گلوشون گیر نمیکنه؟! حالا از گلو هم رفت پایین، مسیر مری تا معده شون اذیت یا دچار درد نمیشه؟

خواستم این حرکتی که تا الان نتونسته تو فرهنگمون نفوذ کنه رو امتحان کنم! البته از قبلش یه لیوان آب استریل و پاک از چشمه های البرز تهیه کرده بودم تا مبادا بر اثر خفگی ناشی از قرص، شیرین کام برم اون دنیا! تو گلوم که آنچنان گیر نکرد اما یه حسی مثل اینکه ببر بنگال همچنان که داره میره پایین ، پنجه هاش رو فرو کرده تو گلوم و همینجوری داره میشکافه و میره بهم دست داد و ترجیح دادم این فرهنگو برای خودشون باقی بزارم ... حالا فکر نکنید یه قرص آموکسی کلاو 625 رو با اون بزرگی قورت دادما! نه بابا! با یه قرصی که از یه عدس هم کوچیک تر بود شروع کردم :دی

تنها فرهنگیه که نفوذش رو آنچنان ندیدم :)

+ التماس دعا ...

  • Mr. Moradi

سردرگمی اصلا خوب نیست ... اینکه میخوای یه کاری هرچه سریعتر انجام بشه قبل از اینکه بقیه اقدام کنن  اما هی امروز و فردا میشه ؛ هی و هی و هی! 

اونی که برای اینکار نیازه دقیقا همین روزا پاشه بره ادامه تحصیل بده!!!!

حتی برف هم وقتی بیاد که هنوز کارت تموم نشده! 

سردرگم تر میشی وقتی میبینی موافقن با انجام این کار ولی باز هم امروز و فردا میشه!

+ البته شاید براتون مهم به نظر نیاد اما فعلا خیلی برای خودم مهمه ...

  • موافقین ۱۴
  • ۱۱ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۴۰
  • Mr. Moradi

تمامی حوادث این دنیا به طریقی طبیعی محسوب میشه! ولی واقعا از این همه طبیعی های طبیعت خسته نشدید؟

ای کاش بتونیم بیشتر ، از این طبیعی ها استفاده کنیم....

+ خیلی چیزام هست که معلومه دستی از غیب کنترلش میکنه :) مثل بعضی خوابها :)

++ طبیعی نبودن هم هنری هستش که بعضیا دارن :)

  • Mr. Moradi

پس از مدت بسیار زیادی که برف همه جا حز جایی که من هستم به دستور خداوند بارید و مردم رو به فیض رسوند ؛ بالاخره در امروز یعنی هفتم بهمن ماه سالِ هزار و سیصد و نود و چهار در شهر من هم به دستور مستقیم خداوند برای اولین بار به بارش در اومد! 

اولین ها همیشه ماندگارند ... این اولین برف و امروز پس از چندین سال ؛ اولین تجربه تعطیلی بخاطر سرماست ... ( البته اینکه میگم اولین در طی این 4 یا 5 سال میگم)

اولین برف و اولین عکس از این برف درشت دانه :)

+ هم خوشحال شدم و هم یه مقدارم ناراحت! خوشحالیم که مشخصه ولی به این خاطر ناراحت شدم که نمیتونم امروز کارنامه ام رو درستش کنم و معدلم تبدیل به بیست بشه :)  .... ولی فکر نمیکنم تا شنبه سیستم بسته شه ... 

++ برف هایی که درشت هستن همیشه زود تموم میشن :/ ولی خب ان شاالله این یکی موندگار تر باشه :)

  • Mr. Moradi

"شدن"ها دست خداست... خدا بخواهد میشود ....

+ خدا کند که بشود ...

++ التماس دعا 

  • موافقین ۱۵
  • ۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۳۶
  • Mr. Moradi

یکی از اون عادت هایی که موقع خوندن وبلاگ ها و یا سایت ها و حتی PDF ها و ورد ها دارم اینه که کلا با موس روی متن هاش میکشم ( درست نمیدونم اسمش چیه ولی فکر کنم هایلات کردنِ متن (High Light) باشه؛ شایدم سلکت متن باشه)

کلا هر نوشته ای رو که بخوام بخونم شروع میکنم به انجام اینکار .... حتی اگه بخوام لینکی رو باز کنم میکِشَم به سمت یه زبانه جدید!!! کلاً اینجور عادتی دارم که گاهی موجب دردسره ...

برای مثال این روزا که میرم تو بخش مالکیت معنوی هیچ ای پی نا آشنایی نمیبینم!!‌همه ی کپی گیرا خودمم :) این روزا برای ویرایش قالب که تو این چند روز سیستم دارم باید انجامش بدم زیاد میام تو وبلاگم و واسه همین هایلات شدن متون (سلکت کردن) در حین پیدا کردن اشکال های قالب باعث شده که منم کپی گیرِ وبلاگم بشم ... یعنی بیان این رو کپی حساب میکنه :) 

برای مثال : (کلیک) و (کلیک)

برای باز کردن لینک ها هم اونا رو میکشم که میتونید این مِتُد جدید رو ببینید:  (کلیک)

  • Mr. Moradi
up