روز نوشت :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : ریای خالص!

*مرتبط با چالشِ جولیک

اول بخونید لینک بالا رو!

خاب!

اولاً که متاسفانه بچه مدرسه‌ایِ خرخوانِ بیست‌خواه جماعت ، وسطِ امتحاناتِ ترمی ، یک روز کامل در اختیار شخصِ شخیصِ هوا هم نمی‌تونه باشه! ولی واقعا دوست داشتم چالش رو! عالیه ؛ عالی!!

حقیقتش اینه که من بلد نیستم! نمیدونم چرا! ولی بلد نیستم.مثلا یک‌بار من و داداشم فکر کنم روز مادر بود. وقتی اولیامون :دی رفته بودن صومعه سرا و چون چشمِ زن‌عموم شوره‌:‌دی ما رو نبردن ، ما هم ابتکارمون گل کرد :دی رفتیم بیرون و یه عطر بیکِ دو تومنی با یه روسری دو تومنی گرفتیم ، برگشتیم دیدیم عه! کلید پشتِ در جا مونده و دَر هم از اینطرف دستگیره نداره :)) و خب داداشِ نابغه‌ی خودم با هر تلاش و سخت‌کوشی‌ای که بود ، قفل رو خراب کرد و آخرش هم پشتِ در موندیم ؛ وقتی رسیدن ناچاراً قفل‌ساز آوردیم و پونزده تومن ضررش شد :))) بلد نیستم واقعا :)

وسطِ راه بودیم گفتم چیزی نمیخوای؟ گفت ذرت میخوای؟ منم دیدم بد نیست ، یکسالی میشه نخوردیم :| و اونطور شد که اینطور شد! و الان هم نمیدونم خوشحال شد یا نه! ولی قطعاً ذرت دوست داشت :دی

نظرات شما ( ۹ ) ۵ موافق

جغرافی از چهارم ابتدایی وارد درس‌های من شد فکر کنم. یادم هست اون موقع ، امتحان شفاهی می‌خواست بگیره و بعد نوبت من که شد ، مراکز استان‌ها رو پرسید! و من کُپ کردم که عه! مگه اون تصویر ایران که استان‌ها و مرکزهاش رو نوشته امتحانه؟! مثلاً یادمه چهارمحال و بختیاری رو پرسید و کهگیلویه و بویر احمد! و فکر کنم کردستان رو هم پرسید! ولی من نمیدونستم. وقتی نشستم دیدم برام 18 گذاشته! ناراحت نشدم ولی اصلاً فکر نمی‌کردم تصویر هم باشه جزو امتحان. از اون روز به بعد امتحان جغرافیا همیشه برام شیرین بود. سریع می‌نوشتم و زود تموم می‌‌شد! برام سخت نبود. الان هم جغرافیا سخت نیست ولی من نمیتونم درک کنم که شکلِ امروزیِ ناهمواری‌ها مربوط به اواخرِ دوره‌ی اول دوران سوم زمین‌شناسی باشه ولی در دوره‌ی کواترنر شکل نهایی پیدا کرده باشه :| اینطوری میتونم معادلش رو بگم که مثلاً شکلِ امروزیِ ناهمواری‌ها برای یک میلیون سال پیش باشه ولی شکلِ نهایی‌ـش مربوط به پونصدسال پیش باشه :| یه‌لحظه با خودم گفتم شکل نهایی همیشه کواترنر هست و اصلاً به دوران‌های قبلی کاری نداره‌هااا ، نمیدونم چرا حواسم پرت شد. همین یه تیکه رو غلط نوشتم و دقیقاً همین سوال که دوبخشی بود 1/5 نمره داشت :/ بینِ این همه سوالِ نیم نمره‌ای و یک نمره‌ای :| فوقش نیم نمره تا هفتاد و پنج صدم کم می‌کنه ولی خب امیدوارم جای دیگه چیزی رو غلط ننوشته باشم و فقط همین یک اشتباه بوده باشه.

+ امتحانِ هنر چهارشنبه مثلِ این می‌مونه که اصلاً امتحانی نیست! به همین دلیل اگه این چند روز زیست رو نتونم کامل بخونم ، دیگه خیلی حرفه! باید خوند! باید! :)

++ هوا بس ناجوانمردانه خوب است! آخه الان امتحان ندارم نمیتونم مستفیض بشم :| :دی

  • Mr. Moradi
  • دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ ، ۱۱:۵۴
  • روز نوشت
  • نمایش : ۹۵
نظرات شما ( ۵ ) ۷ موافق

امتحان فیزیک داشتم! اصلاً از دیشب و امروز صبح قبلِ امتحان حرف نمیزنم که حتی فکر کردنِ بهش حالم رو بد میکنه از بس فاجعه بود. البته قبلاً امتحاناتی هم بوده که از این هم بیش‌تر استرس داشته باشم ولی واقعا این‌بار داغون شدم. صبح که قبل امتحان بچه‌ها از دبیر سوال میکردن دبیر میگفت نگران نباشید. اینورتر که اومدیم گفتم قیافه‌اش داد میزنه سوالا رو آسون داده! با خودم گفتم قبل امتحان غیب میگی؟ خدا کنه اینطوری باشه! وگرنه که هیچی که هیچی! رفتیم سر جلسه ، دبیر امروز کلاسی نداشت و بعد از اصلاحِ اشتباهاتِ تایپیِ داخل ورقه رفت!! امتحان سخت نبود. یکی یکی حل می‌کردم میرفتم جلو و الحمدالله که یکی از سوالات رو پرسیدم و بخاطر یه اشتباه ریز یه نمره از دست ندادم! هرچند نمیشه حدس زد اینجور مواقع ولی بیش‌تر از نیم یا بیست و پنج صدم غلطی مد نظرم نیست  امیدوارم مستمر رو هم یکم راه بیاد :| 

دبیر ریاضی فقط شنبه‌ها هست. دیروز که یک غلطِ دیگه از ورقه‌ی ریاضی‌ـم پیدا کردم ، کلاً ناامید شدم از اینکه بشه نمره‌ رو درست کرد. امروز تصمیم داشتم برم بهش بگم یه‌جوری! من رو به هفده برسونه که با مستمر بیست میانگینش بشه 18/5 که سیستم درستش کنه 19 :| اصلاً روم نمیشد نگاهش کنم و مسیرِ حرکت و نگاهم رو مدام تغییر میدادم. اوایل امتحان فیزیک اومد و بهم گفت : ریاضی رو خیلی تند دادی... احتمالاً منظور از تند ، افتضاح هست ؛ چون من بیست دقیقه روی سوال اول موندم، بیست و پنج دقیقه روی سوال دوم :/ و این تند محسوب نمیشه و حتی کُند هست... چیزی نداشتم که بگم! گفتم چی بگم ، سر امتحان خیلی گیج شدم فقط. گفت آره مشخص بود... خوشم اومد که این رو گفت. این یعنی حواسش بود. وسط امتحان بود و نمیتونستم اونجا بهش بگم که منو به 17 برسونه ؛ حتی دلم نمیخواست بپرسم چند شدم که ذهنم درگیر نشه. ولی خودش شروع کرد به گفتن : ورقه رو بهت 19 دادم و مستمر بیست. فقط دونقطه خط صاف بودم! یه لبخندِ کمرنگی زدم گفتم شرمنده. ممنون دستتون درد نکنه. بعدش یادم نیست که اول رفت و بعد من شروع کردم به نوشتن یا اول من شروع کردم به نوشتن و رفت. به هرحال چند دقیقه‌ای داشتم فکر میکردم که نوزده.نوزده.نوزده. جداً من ریاضی رو چرا اونقدر گیج شدم؟ :| دستش درد نکنه! یعنی ببینید وضعیت چحوری بود که به 17 قانع شدم! یعنی به میانگین 19! ولی الان فکر کنم میانگینش رُند بشه بیست. خداروشکر. البته من یه وسواس مزخرف توی شنیدار هم دارم!! مثلاً الان وسواسِ این رو گرفتم که گفت پونزده یا نوزده :))))) البته پُر واضح هست که اگه پونزده گذاشته باشه ، یعنی من سیزده چهارده شدم و گمان نمیکنم در این حد فاجعه و حماسه آفریده شده باشه!! :دی ولی محض اطمینان بار بعد ، یعنی درواقع هفته بعد ، یه‌بار همینجوری می‌پرسم و سعی میکنم که این یه هفته به نوزده فکر کنم :))) البته واقعیتش هم به احتمال 99/9 درصد نوزده هست :| پونزده دیگه خیلی کمه :| 

بعله! فیزیک بد نبود و احتمالاً خوب خواهد بود! ان شاالله! و دیگر هیچ!! :)

+ دوشنبه جغرافیاست! بعد از جغرافی ، چهارشنبه هنر هست! یعنی به واقع انگار که چهارشنبه اصلاً امتحانی نیست :))) بخاطر نبودِ کتاب هنر ، دبیر مربوطه! پنج‌تا سوال مشخص کرده و هموناست و گمان نمیکنم نوشتنِ جوابشون بیشتر از 10 دقیقه وقت ببره :)) یعنی برای زیستِ شنبه یه جورایی از ظهر دوشنبه تا شبِ جمعه وقت خواهیم داشت :)) امیدوارم به خیر بگذرن همشون :)

  • Mr. Moradi
  • شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ، ۱۲:۳۵
  • روز نوشت
  • نمایش : ۱۱۷
نظرات شما ( ۱۲ ) ۵ موافق

نمیدونم چرا! از هشتم و حتی هفتم ، ادبیات فارسی برام آنچنان مشکل‌ساز نبود. آنچنان سخت نبود. فقط هشتم نمیدونستم تاریخ ادبیات هم امتحان میاد ، اسم نویسنده‌ها رو ننوشتم و نمره‌ام شد نمیدونم چند! که اونم مستمر بود و مهم نبود و بیست شدم نهایتاً. امسال هم با اینکه برام آسون بود ، ولی از دو امتحان مستمر ، اولی رو یه کلمه اشتباه نوشتم بخاطر بارم بندیِ درشت!! یه نمره کم شد! و دومی رو هم که معنیِ شعرهاش رو توی راه خوندم ، 19/25!! که البته این 75 صدم غلط جوری بود که اگه یه هفته هم میخوندمش بازم این 75 صدم رو حداقل نیم نمره‌اش رو غلط مینوشتم! چون اصلاً انواع حذف رو نگفته بود! ولی میگفت گفتم تو ننوشتی :| موند امتحان ترم! نه که نخونده باشم! یا چی! ولی شما فرض کنین که من دیروز ساعت 5 بعدازظهر یادم اومده که عه! یه شعر دیگه هم باید حفظ کنیم!! که عه! من هنوز دو درس آخر رو هیچی نخوندم چون جفتش رو توی یه جلسه توضیح داده! که عه! حافظ قرن چندم بود!؟؟ حالا اینا رو فرض کردین؟ حالا اینو هم فرض کنین که من ساعت شیش یا هفت شب هم دستم بند بود و ساعت 7 تا 8 هم شام خوردم و ساعت 9 تا 10/5 پایتخت دیدم و ساعت 11/5 هم خوابیدم :| بازم میگم نه اینکه نخونده باشم!! از شعر دوم هیچی نیومد برای حفظ شعر و فقط دو تا بیتِ اولیه‌ی شعر اول رو خواسته بود که نخونده هم میتونستم بنویسمش!! بارم بندی عالی بود!! واقعا عالی بود! سوالات کوتاه جواب و کم نمره و کاملاً فهمیدنی و قابل حل! اصلاً سوالات عشق بودن! ولی بازم با اینکه بلدم با اینکه خوندم و با اینکه امتحان رو خوب نوشتم و در نهایت اعتماد به نفس ورقه رو تحویل دادم ، اما یه‌سری اشتباهات مسخره! کوچیک! و بیهوده نمیذارن که آدم خیالش راحت باشه!! مثلا جمله‌ای گذاشته بود که اجزای اصلی رو بنویسیم! بعد توی جمله فعل "گشت" بود من نوشتم "شد" :| بعد لابد از استرس اینکه جوهر خودکارم حیفه ، مسند رو کوچیک نوشتم و نمیدونم باید مینوشتمش یا نه! اگه آره چرا مثل آدم ننوشتم؟ و اگه نه ، مگه نوشتنش ضرر داره؟! :| و یا اینکه فعل امرِ "خواهند رفت" رو نوشتم "بروند" و هرچی با عقلم می‌سنجم میبینم درسته! ولی توی کتاب برای فعل مستقبل گفته امر ندارن :| یعنی مینوشتم امر ندارد؟ حالا "بروند" امر نمیتونه باشه برای آینده؟ مثلا نمیشه جمله گفت :"آنها ده روز دیگر از کاروانسرای من بروند بیرون" :| میشه که :/ پس چرا ندارن!؟ :| 

قس علی هذا! امتحان خیلی آسون بود! که امتحان عالی بود! ولی چرا روی این‌جور چیزا اشتباه میکنم؟! :| حیفه اینجوری نمره از دست دادن :/ 

  • Mr. Moradi
  • چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵ ، ۱۱:۲۷
  • روز نوشت
  • نمایش : ۱۳۶
نظرات شما ( ۱۱ ) ۳ موافق

امروز نمی‌دونم چه خبر بود که چند نفری رفتن ، دو نفری رو می‌شناختم و یه نفر رو دورادور می‌شناختم و یه نفر رو هم نمی‌شناختم! دقیقاً متوجه نشدم تقصیر کی بود و یا چی شد ..و مهم هم نیست!! چرا؟ چون همه‌چی شده بازی!! نوشتن و خوندن شده بازی! وبلاگ شده بازی! طولانی نوشتن و ننوشتن شده بازی ... اصلاً همه‌چی شده بازیِ وبلاگی! من هم گِله دارم از اونایی که بد می‌نویسن و هم از اونایی که به هر طریق باعث میشن یه عده برن و هم از اونایی که میرن! اونایی که میرن راستش حق ندارن برن! مثلاً هرکدوم از ما ، حق نداریم هِی و هِی اینجا رو خلوت‌تر از قبل کنیم! حق نداریم واقعا! هرچند من به خودم این حق رو دادم و فکرهایی دارم ، ولی بقیه حق ندارن. می‌دونید کیا حق دارن؟ اونایی که عذرشون در حدی موجه هست که اگه با همچون عذری امتحان ترم رو غایب کنن ، نمره‌ی صفر بهشون تعلق نمیگیره! مطمئنین اینقدر عذرتون جدی و بزرگ و مهم و برجسته‌ست؟ هرچند من مطمئنم از لحاظ عذرِ خودم ، ولی به همه‌ـتون اطمینان میدم که عذرتون اصلاً هم موجه نیست!! باور ندارین عذرتون و دلیلِ توجیه‌ـش رو بگید تا پدرِ عذرتون رو در بیارم و جلوی‌ِ چشم‌ـاتون بذارم :| اُفتاد؟

خب بچه‌های خوب! از این پست نتیجه گرفتیم که اینجا نیومدیم با هم بازی کنیم! نیومدیم همدیگه رو آزار بدیم و حتی نیومدیم که با آزارهای بقیه رنجونده بشیم! ما اینجائیم چون اینجائیم! ما می‌نویسیم چون دوست داریم بنویسیم! ما دوست داریم بنویسیم چون وبلاگی برای نوشتن داریم! ما وبلاگی برای نوشتن داریم چون اینجائیم! پس حق نداریم اینجا رو ول کنیم و نوشتن رو دوست نداشته باشیم و وبلاگی برای نوشتن نداشته باشیم! ما حق نداریم که این حق رو از خودمون سلب کنیم چون این حق رو بدست آوردیم! این حق رو بدست آوردیم چون اینجائیم!

  • Mr. Moradi
  • جمعه ۳ دی ۱۳۹۵ ، ۱۸:۳۳
  • روز نوشت
  • نمایش : ۲۵۲
نظرات شما ( ۱۵ ) ۸ موافق

داشتم درس می‌خوندم مثلاً ... بعد یهو یاد یه چیزی افتادم ... خشکم زد :| دیروز ، دبیر زبان ، یه مدادنوکی که میدونم مال کی بود و یه غلط گیر که نمیدونستم مال کی هست رو آخر زنگ ، وقتی داشت می‌رفت داد به من که بدم به صاحب‌هاش ... یعنی خودم داوطلبانه ازش گرفتم که بدم به صاحباش :| چقدر هم تأکید کرد که بدی بهشون هاااا :| ای کاش گذاشته بودمشون توی کیفم!! حداقل بعد از چند روز به دستشون می‌رسید! ولی گذاشتم دم پنجره! بعد رفتم پایین ... وقتی اومدم بالا و دبیر شیمی رو دیدم و وقتی بهم گفت که می‌تونم برم ، کلاً فراموش کردم غلط گیر و مدادنوکی رو ... :| خیلی بده که یه امانتی اینطوری از بین بره ... انگار کلاً از ذهنم پاک شده بود تا همین یکساعت پیش :/ چه کنم حالا با این امانت‌های ذهنی که دست از سرم بر نمیدارن؟‌ :| هوووف :/

+ روی امانت خیلی حساسم!! و اصلاً هم مهم نیست که ارزش اون وسیله چقدره! در هر صورت امانت بوده و مسئولیتش با من :| 

  • Mr. Moradi
  • پنجشنبه ۲ دی ۱۳۹۵ ، ۱۷:۲۵
  • روز نوشت
  • نمایش : ۱۰۵
نظرات شما ( ۶ ) ۶ موافق

امتحان کتبیِ زیستِ امروز لغو شده بود ... گفته بود شفاهی ... ولی همون شفاهی رو هم نگرفت :)) در واقع یه کلاس دیگه تقویتی داشت و رفت اون کلاس و کلاس ما بیکار :دی 

ادامه مطلب ... نظرات شما ( ۱۴ ) ۵ موافق
up