مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : بهترین میزبان عالم
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید
تصویر : میدان شهرداری رشت؛ رمضان 96

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۴۳ مطلب با موضوع «دل نوشت» ثبت شده است

من هستم و تو  ....ای لعنت بر این "تو"ی پیچ در پیچ! اگر این "تو" برود؛ خیال میمیرد، تصور از بین میرود و خواب هم بی رویا میشود

چگونه پر کشد خیال واژه بی "تو"

.... آنوقت همه چی تمام میشود و همه چی، هیچی میشود ...

تنها "تو"یی که می تپی به نبض این رهایی! 

 و این "تو" باز هم همان منم! شخصیتِ خیالیِ خودم شده "تو" ...

+ اسفند هم رسید ... خیلی خاطره دارم باهاش، ترش و شیرین و شور ... اما تلخ نه!

  • Mr. Moradi

یه نوشته خیلی زیبا:

پیش از هرچیز برایت آرزومندم که به خوبی ها عشق بورزی و نیکان و نیکویی ها نیز به تو روی بیاورند.
آرزو دارم دوستانی داشته باشی، برخی نادوست و برخی دوستدار که دست کم، یکی در جمعشان مورد اعتمادت باشد.
چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تاگاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند، که دست کم یکی از آنها اعتراضش، به حق باشد، تا زیاده به خودت غرّه نشوی.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند که این کار ساده ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ می کنند.
امیدوارم به پرنده ای دانه بدهی و به آواز مرغ سحری گوش کنی وقتی که آواز سحرگاهی اش را سر می دهد؛ چرا که از این راه احساسی زیبا خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بیفشانی(بنشانی)، هرچند خُرد بوده باشد و با روییدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت جریان دارد.
آرزومندم اگر به پول و ثروتی رسیدی، آن را پیش رویت بگذاری و بگویی: "این دارایی من است." فقط برای اینکه آشکار شود کدامتان اربابِ دیگری است!
آری، پول ارباب بدی است؛ اما خدمتگزار خوبی است .
و در پایان برایت ای مهربان، آرزومندم همواره دوستی خوب و یکدل داشته باشی تا اگر فردا آزرده شدی یا پس فردا شادمان گشتی، با هم از عشق سخن بگویید و دوباره شکوفا شوید.
"ویکتور هوگو" با اندکی تغییر!

+ از کتاب فارسیم برداشتم! خدا کنه این "اندکی تغییر" واقعا "اندکی" باشه :دی

++ بعضی پاراگراف ها خیلی تأمل برانگیزه :))

  • Mr. Moradi
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • Mr. Moradi

    چقدر خسته ام، چقدر دلم یک خواب آرام میخواهد، خوابی که برگشتی نداشته باشد؛ چقدر خسته ام، دوست دارم راحت شوم از این قیدها و بندها ، از این شرط ها و بدبختی ها ، از این پیچیدگی ها ... میخواهم رها شوم از هرچه که مربوط به این دنیا میشود ... چقدر خسته ام ،چقدر دلم یک خواب آرام میخواهد ... 

    • Mr. Moradi

    در وبلاگ نویسی هرکس سلیقه ای عمل میکند، هیچ قانونی تعریف نمیشود. همین تفاوت سلایق باعث متفاوت شدن نوشته ها و روش های نوشتاری و خوانداری شده و وبلاگ نویسی را متمایز نگه میدارد ...

    بهترین وبلاگ نویس کسی ست که بتواند بهترین سلیقه اش را دخالت دهد و با بهترین حس اش بنویسد. منظور این نیست که نباید غمگین نوشت! چرا که گاهی بهترین حسی که همه حس ها را مغلوب میکند همین غم است(مراجعه شود به انیمیشن inside out)

    "او" با سادگی در ظاهر و صداقت در گفتار و نیکی در نوشتار می نویسد تا هم خودش و هم خوانندگانش لذت ببرند ... گاهی خودش است و گاهی کتابیست صد صفحه ای که میشود یکروزه خواندش ...

    "او" همانند درختیست که بدی برایش تعریف نشده و از نوشته هایش فقط سادگی و زیبایی برداشت میشود ... 

    "او" با زبانی ساده، با قلمی سنگین و با نگاهی وسیع شروع میکند به نوشتن ، اشتراک گذاشتن و بخشیدن! بخشیدن حسی دست نیافتنی که حالا یافتنی شده ، بله ، حس دست نیافتنیِ دیروز حالا یکسال است که در دسترس قرار گرفته؛ خواهی بخوان و خواه نخوان، "او" نوشته است* ...

    +سعی کردم که بیشتر بجای قربون صدقه رفتن! تصور ذهنی خودم رو از ایشون و وبلاگشون بنویسم :دی

    +"میوه" آووکادو بی مزه است اما "وبلاگش" بس خواندنیست :)

    http://avocado.blog.ir

    *مصراعی از عبدالقادر بیدل با کمی تصرف و تغییر

               12:13     1394/11/26

    Mr.Moradi  

    • Mr. Moradi

    بالاخره به صورت رسمی و علنی من رو وارد یک مرحله نوینی از درس خوندن کردن که منم اجبارا باید قبول کنم و کلا به آبروی آدم بسته اس ....

    ولی خب خودم علاقه زیادی به کشتن خودم در راه خوندن دروس هدف ندارم ولی مثل اینکه باید اینکار رو همراه چهارنفر از شاخ های درس و کتاب انجام بدم :دی

    این لیگ علمی که یه بار در موردش گفته بودم : http://texting.blog.ir/post/191 هم روش جالبی داره ... 

    از پایه ما دو تا تیم دادن که برحسب معدله و تیم من هم یه تیم کله گنده ای هست و تیم دوم هم محظ دلخوشیه(دو نفر از اون تیم به صورت کامل گیج هستن) 

    دو هفته دیگه هم سر امتحان ؛ روش جالبی اجرا میشه! امتحان مشورتی! یعنی مثل یه میزگرد میمونه ما پنج نفر میتونیم تو سوالات با هم مشورت کنیم! یعنی برای پنج نفرمون فقط یه سواله و جداگانه نیست! من که ندیده بودم تا حالا! باید روش جالبی باشه :) ان شاالله مقام خیره کننده ای تو ناحیه و بعدش استان و سپس کشور بیاریم :) 

    + مبلغ مسابقه شش تومن برای هرنفر بود که مدرسه خودش پرداخت کرد و نیازی نیست ما بدیم؛ از بعدازظهر تا الان سه بار تکرار کرده :| نمیدونم تو این چند هفته دیگه چندبار میخوان بگن؟! :| خیر سرمون آموزش و تحصیل که رایگان نیس! حالا پول مسابقات اجباری! رو دادید خیلی جای منت گذاشتن داره؟! :|||

    ++ التماس دعا

    • Mr. Moradi
    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
      • Mr. Moradi
      up