مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : میگن کربلا هم گرم بود
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات
=

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۷۶ مطلب با موضوع «دل نوشت» ثبت شده است

میدانید؟! خدا هم بلاگر است! بله، خدا همه کاره است ؛ او همه کاری بلد است ، به بهترین و زیباترین شکل ممکن همه مهارتها را انجام میدهد! آنچنان با قدرت که تو حتی آن را نمیبینی ... میدانی؟ خدا هم بلاگر است!

وبلاگ او هم این جهان است! این گیتی تماماً تحت مالکیت خدای بزرگمان است! مگر اینقدر بزرگ میشود؟ خدا بی نهایت است!

از بر خورد فلان شهاب سنگ با فلان سیاره و قمر و غیره تا تغذیه مورچه ها و موریانه های لانه کرده در اعماق زمین ، همه و همه رسانهیِ تصویریِ خداوند ماست ... نثرش برای انسانهایی که می فهمند آنچنان روان و صریح و خواناست که با دیدن ابرها و باران ها به وجد می آیند و نمیدانند چگونه این مقدار لذت را یکجا دریافت کنند! و اما این نثرِ روان برای عده ای آنچنان نامفهوم است که هرچه از جهان را میبینند یک برچسبِ "تغییراتِ طبیعی" رویِ آن می چسبانند و به بازی با اسکناس خود ادامه میدهند ...

خدا هم میدانست عده ای سهوی و عده ای عمداً نمیخواهند نثر خدا را ببینند! نمیخواهند! میدانی؟ خدا هم بلاگر است!

او یک وبلاگ پشتیبان و جامع ساخت و راهکارهایی را در آن به شکلی زیبا و عمیق و فصیح و جذاب و خواندنی و داستانی و نصیحتگونه نوشت تا شاید بعضی ها بفهمند آنچه را که نمیفهمیدند!

میبینی؟ خداوندمان چقدر ما را دوست دارد که وبلاگش را به بهترین شکل ممکن آراسته کرده ... چقدر خدایمان خواستنیست ... میبینی نشانه های خدا همه جا محسوس و ملموس است؟ آخ که چقدر انسان فراموشکار است ...

میدانی؟ خدا هم بلاگر است...

  • Mr. Moradi

بزرگترین اشتباه من ، همین بال و پر دادن به این خیالاتِ رویایی و مسخره[هرچند جدی :|] بود! کم نیست! چند سال تمرکز کنی روی یک رویایِ پوچِ ناموجودِ مخفی! 

اما خب! امیدوارم این خرداد به خوبی بگذره! بعدش میدونم چه بلایی سرِ خودم بیارم :دی

+ وقتی یکدفعه بدونِ اختیار ، شروع میکنی به خوندنِ آهنگی که یکی دوماهه نشنیدیش، یعنی این آهنگ حرفِ خودته! نداشتمش حتی! دانلود کردم :)

بشنوید

  • Mr. Moradi

 

بی دلیل دلم گرفت مثل هوای ابریِ شهرم ... و البته خدا، دلیلِ بی دلیلی ها را هم میداند ...

+ رشت؛ 95/2/11

++ مبعث پیامبر اعظم و اکرم صلی الله علیه و آله بر جهانیان و شیعیانشان مبارک ...

  • Mr. Moradi

از امروز در هرلحظه ؛ وقتی هرچه از آنچه که میدانم می آید به خیالم ، یک نعِ قاطع و یک به درکِ واضح و یک خفه شوءِ محکم حواله ذهنم میکنم تا در این گیر و دار امتحانات کار به دست خودم و نمراتم ندهد! تابستان به هرچه که میخواهد فکر میکند! ولی الان هرگز نباید آنطور شود که اوایل سال شد!

+ فیلم کوتاه "چکمه" نوشته مرادی کرمانی ساخته شده در سال 71 هم بسیار توصیه میکنم[از روی داستان کوتاه چکمه نوشته مرادی کرمانی ،ساخته شده و صدالبته فیلمش بسیار بهتر از داستان کوتاهش هست] :) گرچه هرچقدر گشتم نسخه دانلودش رو پیدا نکردم ؛ خودم هم دیشب تو آی فیلم دیدم ...

++ اگر یک مقدار لحنم در پست ها تندتر به نظر میرسد،عذر میخوام ؛ از عوارضِ استرس می باشد ...

  • Mr. Moradi

هرچیز برترینی دارد، و برترین عالم خداست! آنچه ما ، برترین می نامیم ، دیدگاه شخصی ماست ... دیدگاه شخصی ام در حوزه دبیران و معلمینم را در ادامه مطلب بخوانید ...

  • Mr. Moradi

من هیچوقت شهر پدری ام را ندیده بودم[به جز یکبار در پنج سالگی، که آن هم یادم نمی آید]! از اول هم در همین رشت بودم! در همین رشت، بدون اینکه شهری روستایی خانه ای ویلایی ای و یا هرچیزی اینچنینی را ببینم! اما تا دلتان بخواهد ادعا بود! تا جایی که هر از گاهی در طفولیت گمان میبردم که تک خاندانِ این سرزمینیم!! [یه همچین چیزی ولی نه در این حد! اغراق بوده این حرفم] ادعای غلطی نبود! اما دیر بود! همه چیز بر باد رفته بود! بر باد داده بودندش! که؟ نمیدانم! نمیخواهم هم که بدانم! 

خب بچه بودم! جایی هم میرفتیم یادم نمی ماند! "به درک" گفته بودم به همه مسائل و اختلافات دنیا!!!

اینکه وارد شهری شوی که بارها اسمش را در خاطره ها و بحث ها و حتی دعواها شنیده ای اما در آن حس غربت داشته باشی؛ اینکه با وجود فامیل ، بدانی که با آنها بیشتر از غریبه ها؛ غریبه ای[پس همان ندیدنشان بهتر! چه یکسال نبینی آنها را چه هشت سال، و چه صدسال!]! حس خوبی نیست! نه اصلا نوستالژیک برای من معنی پیدا نکرد امروز ! اصلا! وقتی بابام میگفت من در این پارک میامدم و درسهایم را میخواندم درحالیکه حتی تو یکبار هم وارد آنجا نشده و الان هم با سرعت 50 تا برساعت از آن رد میشوی اصلا قشنگ نیست! وقتی بابام میگفت این خانه عموی من است(عموی بابام) در حالیکه نمیدانم کیست و چیست ، اصلا خوب نیست! یا وقتی برای اولین بار بقعه آ سید جعفرآقا رو میدیدم به صورتی که حتی یکبار هم داخلش نرفتم، حتی همین بار هم درست ندیدم، با اینکه بیشتر دویست بار اسمش رو شنیدم؛ اصلا جالب نیست! حتی اینکه عمویِ به اصطلاح عمو، به جای "مرادی" مینویسد "مرادیان"! اصلا قشنگ نیست! اصلا خوب نیست! اصلا ...

من امروز در پسِ همه نگاه های با دقتم ، احساس غربت کردم! حس غریب بودنی که وقتی رفته بودیم قم هم نداشتم!

کلیک

کلیک

+ تصاویری رو که گرفتم حجمشون یه مقدار بالاست که هم آپلودش واسه من مشکل سازه و دانلودش واسه شما! لینکشون تو اینستا رو میذارم برای دسترسی بهتر! [اینستا هم تبدیل شده به آلبوم تصاویرم:)

++ غربت فقط "ناآشنایی" نیست ...

  • Mr. Moradi

تاسف برانگیزه وقتی که حرفی با نیت دیگه ای زده میشه ولی جور دیگه ای برداشت میشه، و البته این برداشت هم در اصل بخاطر چیزیه که وجود داره ولی شخص نمیدونسته! حرفی که بی موقع زده میشه! و حقیقتا هم این تاسف فایده ای نداره...

اینکه ناخواسته یکی رو ناراحت کرده باشی، و اینکه ناخواسته حواست نبوده باشه، اینکه بخاطر چندتا مسئله روزمره اون هوشی که باهاش همه چی رو از چندتا خط نوشته میکشیدی بیرون رو از دست داده باشی و بدون اینکه متوجه باشی یه حرفی بزنی، جبران نشدنیه ... 

خسته ام از این چندبار اشتباه :|

  • موافقین ۱۱
  • ۰۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۰۵
  • Mr. Moradi
up