مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : امون از اونایی که میگن، شهیدتون چقدر گرفته؟
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۵۶ مطلب با موضوع «دل نوشت» ثبت شده است

قبلاها فکر میکردم اینکه میگن نماز خوندن، روبه روی آینه مکروهه به این علته که ممکنه آدم وسط نماز ، چهره واقعیِ خودش رو تو آینه ببینه و بترسه و ناامید بشه و از این قبیل حرفها :| :)))

عجب روشنفکری بودم :))) و چقدر دیدم وسیع بود :))

..........................................

بر خلاف الان ، که امیدی ندارم به فکرها و خیال های خودم! فکرها و خیالاتی که یکی از اصلی ترین باورهایِ محکمِ من رو در سراسرِ زندگیم شکل میده :| 

+ امید، مسئله پیچیده ایه! گاهی در عین حال که امیدواری، ناامیدی!

  • Mr. Moradi

از اول عید استرس هفته اول که از فردایِ لعنتی شروع میشه رو داشتم :|  هفته اول ما مثل همه هفته های اول نیست :|

غروب جمعه و غروب سیزده بدر و بیدار شدن صبح فردا! به اندازه کافی بغرنج هست! اما وقتی امتحان و انجام تکالیف سرسخت هنر و ریاضی و انشا بهشون اضافه میشه، دیگه بغرنج رو رد میکنه :| میاد که نفس های آخرت رو بکشی :/ هفته اول میاد تا نَفَسِت رو بگیره :/ 

ضمن اینکه مثل اول ابتدایی ها بهمون "پیک نوروزی" دادن! و تا الان که فقط کاربردش جاموبایلی بوده!(محلی که گوشی خود را رویش قرار میدهید!) چهل صفحه هست ! 

البته فکر کنم دارم زیادی بزرگشون میکنم!!! شایدم سختیش به این حد نباشه!

امیدوارم از عیدتون خیر دیده باشید :)  

+ هوا چقدر خوب شده :) صبح به شدت بارون بود، میدونم  اونایی که به سیزده بدر اعتقاد راسخ دارن به شدت خورد تو ذوقّشون ... متاسفم ولی خب آرامش طبیعت کمتر بهم خورد :))

++ ما که فکر کنم بیشتر از 6 ساله که سیزده بدر بیرون نرفتیم :))

  • Mr. Moradi
الان من یک زندگی ای در رویا و خیالات و هپروت! برای خودم ساخته ام! یک تصوراتی ایجاد کرده ام که خب داشتن همچون زندگی ای شاید آرزوی بشریت بوده باشه! کم کم وقتی در همین زندگیِ به اصطلاح واقعی خودم هستم ،   انگار نه انگار که هستم!! اصلا حس میکنم دارم به جایی میرسم که این واقعیت رو به رسمیت نمیشناسم! کم کم داره به شکلی میشه که هر اتفاقی در واقعیت رو یه مصداق واسش تو این رویاپردازی ها، میسازم :|
قاعدتاً به هیچ راهی نمیشه اون خیالات و آرزوهای چند ساله رو به واقعیت تبدیل کرد! چه بسا اینکه منِ احمق اصلا دارم الان حرف یامفت! میزنم و شاید حتی در عمل درجا بزنم، که به نظر خودم هم همینطوره!!! ولی رویاپردازی اینچنینی هم ضررها و خسارت هایی رو به دنباله خودش داره! :| 
و از طرفی هم نمیتونم و علاقه و انگیزه و توانی حتی واسه از بین بردن این تصورات ندارم :|
+ ترسم از اینه که وقتی خبردار بشم و به خودم بیام، که دیر شده باشه ...
++ فکر نکنم اونقدری که من خیالبافی کردم، نویسنده فیلم inception خیالبافی کرده باشه ...
+++ باز هم مبهم نوشته ای دیگر :) 
  • Mr. Moradi

منتظر اون روزهام که با وجود همه این فکر و خیالات ، همه این درس و مشقا، همه این نمره های کم و زیاد! باز هم دلخوشی های کوچیکی برام وجود داشت! 

دلخوشی کوچیکی مثل دونستن اسم کوچیک دبیرا ...

دلخوشی کوچیکی مثل نگهداری همه ورقه های امتحانی ابتدایی!

دلخوشی کوچیکی مثل نوشتن روزمرگی ها تو سالنامه قدیمی!

دلخوشی کوچیکی مثل نوشتن تو وبلاگ و خوندن چارتا کامنت!

دلخوشی کوچیکی مثل خوندن بعضی وبلاگا!

دلخوشی کوچیکی مثل نیم ساعت قدمیدن!

دلخوشی کوچیکی مثل پنهان کردن این خیالات از این و اون و دلخوش بودن به داشتن یه شِبهِ رازه 7 ساله!!

دلخوشی کوچیکی مثل یه فنجون قهوه!

دلخوشی کوچیکی مثل داشتن شماره دبیرا!


دلخوشی هایی به همین کوچیکی که در کنار همه این مسائل چند ساله وجود داشتن .. دلخوشی هایی که دلخوش بودم بهشون! اما الان یا بعضیاشون عادی شدن یا دیگه وجود ندارن! 

و من همچنان منتظرم! منتظرم که یه دلخوشی ای از یه جایی پیدا بشه! پیدا بشه و تبدیل شه به یه انگیزه! انگیزه ای برای بهتر ادامه دادن به این زندگیِ تکراری ...

+ مراقب دلخوشی هاتون باشید ...

  • Mr. Moradi

فکر میکنم که چرا نباید فکر کنم؟ چرا؟ و این چراها تبدیل به سوالاتی میشوند که خیلی راحت جوابشان میدهم ... با جوابشان قانع تر میشوم تا با سوالاتشان .. مصمّم تر میشوم به ادامه دادنِ این رَوَند تا از بین بردنش ... تا فراموش کردنش ..

:|

:/

هرچقدر میگردم .. هرچقدر سعی میکنم بی اهمیتش کنم ... بزارمش کنار ... خودمو قانع کنم، نمیشه که نمیشه ... :|

+ آهنگ هایی رو پیدا کردم که عالین ... چقدر یه آهنگ میتونه آدم رو به گذشته برگردونه :) تیتراژ زیر هشت ... تیتراژ ماه عسل 92 و 93 و 94 

  • Mr. Moradi
از اوّل اسفند تا حالا منتظر این عید بودید(انکار نکنید!) بفرمایید! اینم عید! اینم اون بهاری که بخاطرش اسفند رو فراموش کردیم و محل نذاشتیم! امتحاناش رو حتی به رسمیت نشناختیم/نشناختم و همچنین از همون اولش برای نوروز برنامه چیدیم ... اینم همون بهارِ رویاییِ ما ...!
عید من که از همین الانش نامبارک شد :/ ولی عید همتون مبارک باشه و سال خوبی واسه همتون آرزومندم ...
+ خوش باشید که دنیاتون دو روزه! یه روزش امروز ؛ یه روزش صدسال دیگه ؛)
++ یادتون باشه که امسال 94 هست! 93 نیست، 92 نیست، 91 هم نیست! سالی هم که از فردا شروع میشه 95 خواهد بود! 
  • Mr. Moradi
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • Mr. Moradi
    up