دل نوشت :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : ریای خالص!

در حالی که به اواخر آبان ماه نزدیک میشیم دبیران گرامی تازه یادشون افتاده که باید ماهانه یه نمره ای داشته باشن یه امتحانی بگیرن!

از شانس ما هم همشون با هم و در یک روز به یاد یار غار خودشون یعنی امتحان افتاده و دست به عملی هلاکوخانی زدند!

و طی تصویب لایحه دیده نشده در مغزشان اینطور فکرت کرده اند که دانش آموزان و مشتاقان علم و دانش یک هفته فرصت دارند سه امتحان را بخوانند!

و مانند مجلس خودمان و مغزشان هم مانند رئیس مجلس خودمان هیچ انتقادی را مبتنی بر اینکه "در این یک هفنه خودمان به اندازه کافی امتحان داریم" را نپذیرفته و استعماع نکرده و در دو دقیقه این سند برجامی مهم را به تصویب رسانده تا رکورد دیگری در اذهان عمومی حک شده باشد...

بنده هم در این مجلس ساختگی نقش رسایی ها را بازی کرده و خشونت ها به خرج داده و فریاد ها کشیده ؛ اما هیچ یک از به ثبت رسیدن این مهم جلوگیری نکرده و آنها با حرکتی گازانبری همه را سر جای خودشان نشانده و نفع خود را حاکم ساخته اند...

و حالا من دیگه حرفی ندارم!

اما این انصاف نیست...:(

+درصورتی که متوجه عجیب بودن لفظ گفتاری و متفاوت بودن کلمات ارائه شده ؛ شدین باید بگم که بخاطر مطالعه همزمان چند کتب مکتوبه متفاوت این کلمات ساخته شده و لِسان بنده هیچ تصرف و دخالتی در آن نداشته :)

++به امید پیروزی حق بر باطل فردا رأس ساعت 12:26 قیام خواهیم کرد...

بعداً نوشت: یکی از امتحانات به لطف دبیر گرام سوالاتش لو داده شده و مشخص شده ... در آینده در مورد این دبیر محترم و عالی رتبه پستی خواهم نوشت که با خوندنش تعجب بسیار خواهید کرد :))) *در این پست نوشته شد*

  • Mr. Moradi
  • جمعه ۱۵ آبان ۱۳۹۴ ، ۱۱:۳۶
  • دل نوشت
  • نمایش : ۲۹۴
نظرات شما ( ۲۱ ) ۱۰ موافق

کنار خونمون یه مغازه هست که یه عده از همسایگان احمق و ***** ماشین های لامصبشون! رو میزارن جلو در مغازه و کل مغازه رو میبندن...(در اینجور موارد به نظرم حق با صاحب مغازه هستش)

البته این تازه شروع یه کتک بازی مفصل و مختلطه! از داد و هوار های صاحبان مغازه بگیر تا بی حیایی زن همسایه! و بی غیرتی و بی عقلی مرد همسایه! و یه دعوای مضحک اما پر سر و صدا و فحش های آنچنانی...!

+این همسایه همونی هستش که در این پست(کلیک کنید) به شرح برخی از مشکلاتش پرداخته بودم! اصلا خیلی مشکل داره...

++عجب همسایه مزخرفی گیرمون اومده :(

+++تقریباً هر ماه شاهد سه درگیری هستیم!0_o

نظرات شما ( ۱۱ ) ۱۰ موافق

الهی؛ با خاطری بسته ، دست از غیر تو شسته ، در انتظار رحمتت نشسته؛ عطا کنی کریمی، دریغ کنی حکیمی، میخوانی شاکرم،می رانی صابرم.

الهی ... احوالم چنان است که میدانی و اعمالم چنین است که می بینی، نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز!

الهی ... مشتِ خاکی را چه شاید و از او چه باید؟ 

...

یادش بخیر... این متن رو حدود دوسال پیش یادداشت کرده بودم ... با دیدنش دریای خاطراتم متلاطم شد! برای دیدن این یادداشت کلیک کنید

.............

+الهی...

 

نظرات شما ( ۱۲ ) ۱۶ موافق

+باز هم نیامدی...

++یه غروب جمعه دیگه هم رسید...یه غم عجیب ... یه دلگیری جدید... میشد که بیای و این غم از بین بره...نشد که بشه....:(

+++غروب جمعه دلگیر تر هم میشه وقتی بدونی هفته ای که داره میاد پر از دردسره....البته میتونه پر از خوشی هم باشه! همه چی بستگی به خواست خدا داره...

++++هفته ای پر از خوبی های رنگارنگ رو براتون آرزو میکنم...

نظرات شما ( ۶ ) ۱۲ موافق

یکی یگه از عجایب این دنیا که حدود سه ماهه ذهنم رو درگیر کرده اینه که:

نمیدونم چرا! وقتی میخوام نماز بخونم از رسوبات شیری که در 49 روزگی خوردم تااااااا حباب کَفِ خمیردندونه آخرین مسواکی که زدم تبدیل پودر میشن و میان رو زبونم! قورت بدم نماز باطله! قورتم ندم که اصلا نمیشه کلمه ای اضافه تر بگم!

حالا دیگه نیازی نیست بگم که وقتی تو ماه رمضون روزه هم هستی، گاه و بیگاه و مخصوصاً وسط نماز های پنج گانه اینطوری شدن چه دردسرهایی داره!

+واسه شماها هم اینطوریه آیا؟؟؟

++وا عجبا از دست های شیطان! همه جا هست! حتی روی زبون آدمی زاد...

  • Mr. Moradi
  • چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۹۴ ، ۱۱:۱۶
  • دل نوشت
  • نمایش : ۱۹۶
نظرات شما ( ۱۱ ) ۱۳ موافق

ما یه خبطی کردیم که یهویی سر امتحان چهارتا سوال رو غلط نوشتیم و کمترین نمره ی عمر خودمون رو گرفتیم!

قاعدتاً باید ظاهری ناراحت و غمزده داشت در اینجور مواقع!

و اما حالا! به دلیلی که کاشفان در کل کائنات هنوز کشفش نکردن بهترین لطایف!و بهترین پارازیت(پاراذیت) ها و بهترین تیکه ها و در کل، طنز آمیز ترین صحبت ها؛ صورت میگیره تا تو نتونی ظاهر شیک؛ اما ناراحت و غمزده خودت رو حفظ کنی!

...

یکی هم نیست که این شعر رو هم در وصف حالت بخونه که!:

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است
کارم از گریه گذشته به آن می خندم

بدتر هم میشه اگه وسط خنده هایی که دست خودت نیست ،یه سوال بپرسه و نتونی جواب بدی!

+از اینجور موقعیت ها براتون پیش نیاد صلوات بفرست....!

++اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم!

  • Mr. Moradi
  • سه شنبه ۵ آبان ۱۳۹۴ ، ۱۸:۱۵
  • دل نوشت
  • نمایش : ۱۸۸
نظرات شما ( ۸ ) ۱۵ موافق

واقعا چطور میشه که مادر بد حجابه, اما دختر چهار ساله اش چادر به سر میکنه؟
+از برخی از موارد مشاهده شده , تعجب فراوان تراوش! می شود...
++التماس دعا

  • Mr. Moradi
  • جمعه ۱ آبان ۱۳۹۴ ، ۲۰:۲۷
  • دل نوشت
  • نمایش : ۳۷۲
نظرات شما ( ۵ ) ۱۲ موافق
up