مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : برابری یعنی برابری!
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید
تصویر : میدان شهرداری رشت؛ رمضان 96

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۷ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

+ پس به همین علت بوده که تو سه روز یه درسِ دینی رو خوندم! اونم فقط یه دور!!!!! حالا چجوری چند دور دیگه مرور کنم تا فردا ساعت 14؟! :/

++ ز اضطراب مرا رهایی نیست *** تا که این‌چنین درهم‌شکسته‌ام 

  • Mr. Moradi
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • Mr. Moradi

    هفته قبل ؛ سه شنبه؛ مطابق با همین امروز؛ یه امتحانی دادم که با اینکه خیلی آسون بود ولی بخاطر بی دقتی 2/5 نمره از دست دادم و 17/5 شدم![لازم به ذکره که تا به امروز در لیست افتخاراتم! نمره 17 و 17/5 نداشتم و این عدد نیز به لیست اضافه شد] و از اونجایی که میدونستم این دبیر ترمِ دوم جدی تر هست برای این امتحان خیلی خوندم و همون یکشنبه شب ؛ بهش گفتم که این امتحان 17/5 رو یه مقدار کمتر و این امتحان سه شنبه (امروز) رو بیشتر تأثیر بده :

    همون شب هم حدود 17 تا نمونه سوال بهم داد [که یه نمونه اش تو تصویر هست] و خب منم که یه مستمر 20 میخواستم تقریبا 8 تا از نمونه ها رو کامل حل کردم و باقی رو هم فقط وقت شد نگاه کنم ... هرچند که خونده بودم اما توقعِ یه امتحانِ سخت رو داشتم که حداکثر 19 بشم!!

    اما دیشب یه خوابی دیدم که با اینکه 6 صبح بیدار شدم اما حاضر نشدم برم سرِ خوندنِ ریاضی! و دوباره گرفتم خوابیدم تا ادامه خواب رو از دست ندم!! میدونید؟ خیلی بده که خواب ها دقیقا یادِ آدم نمیمونه و تقریبا بعد از نیم ساعت تا یکساعت مقدار زیادیش از یاد میره و متاسفانه فقط یه تصاویر مبهم به یاد میمونه و یه حس خوب!(یا بد حتی) ... اما خب اونقدری داستانِ این خواب برام جذاب و دوست داشتنی بود که تا 7:20 دقیقه خوابیدم!!! و به صورت عجیبی هم ساعتِ 7:45 به محوطه مدرسه رسیدم :)) [یه همچین مکانیزم سریعی دارم من :دی]

    امتحان آمادگی دفاعیِ زنگ اول رو به بهانه سخت بودنِ ریاضی کنسل کردیم :)) [هفته پیش هم نذاشتیم امتحان بگیره و خب ایشون هم قبول کردن! دستشون درد نکنه :)]

    زنگ دوم هم دبیر غایب بود و اونقدری هم کلاس شلوغ بود که نمیشد چیزی از ریاضی فهمید! پس به فهمیده هام بسنده کردم! زنگ تفریح که خورد رفتم سراغ یکی از بچه های اون کلاس!!! اونقدری که من امروز تعجب کردم؛ کریستف کلمپ از کشف امریکا متعجب نشده بود! 

    امتحان نـگرفته بود!! اما خبر عجیب تر این بود که میانگینِ کلاسِ ما از میانگین نمراتِ اون یکی کلاس بیشتر شده بود!!! یعنی میلیمتری بیشتر شده بوداا !!!! میانگین کلاس ما شد : -9/25- !! و میانگین کلاس اونا شد: -8/75- !!! یعنی واقعا خداروشکر!!! طبق قولی هم که داده بود دو نمره به نمراتِ همه اضافه کرد :))

    تازه یه سوالِ خیلی خیلی آسون هم رو تخته نوشت تا هرکی حلّش کنه ؛ به یکی از نمراتِش 5 نمره اضافه کنه!!! خودش هم گفت که میخواد همه نمره بگیرن و خب تقریبا همه هم گرفتن :دی  وقتی هم که داشت نمره مستمر وارد میکرد، خیلی به بچه ها کمک کرد! (یه خیلی نوشتم ، یه خیـــــــلی زیـــــاد بخونید!!!)

    به منم گفت که میتونم یه نفر رو انتخاب کنم و یه نمره بهش اضافه کنم! یا حتی به دو نفر هرکدوم یه نمره بدم!! یا حتی اونی که بخاطر اعتراض به جای نمره افاق شده اش(-6-) نمره واقعیش رو(-3-) گذاشت؛ حتی گفت اگه بخوای نمره اون رو هم درست میکنم!!![هرچند اون شخص لیاقتِ نیم نمره هم نداره! حالم ازش بهم میخوره] یعنی خیلی کِیف کردم واقعا :))) میدونید چقدر حسِّ خوبی داره؟! :))  خیلی خوشحال کننده است :))

    +دبیر، آقای الف: خُب؛ کی رو انتخاب کردی؟

    ــ من: نمیدونم! سخته!

    + الان بینِ این اسامی(شروع کرد به خوندن اسم‌ها) ؛ به هرکی بگی یه نمره اضافه میکنم  یا به دو نفر هرکدوم یه نمره ...

    ــ نمیدونم والا! به هرکی دوست دارین بدین :)

    +به همه یه نمره میدم!!! [اونایی که زیرِ 10 شدن ؛ حدود 8 ؛ 10 نفری میشدن!]

    ــ :))) D:

    یه قولی هم برای ترم دوم داده؛ اونم اینه که هرکی نمره اش از 14 بیشتر بشه ؛ مستمر رو براش 2 نمره بیشتر از چیزی که تو ترم شده میذاره!! مثلا اگه تو خرداد 18 بگیره؛ مستمر رو [بدون در نظر گرفتن نمره ای که امروز گذاشت] ؛ میذاره 20 یا اگه مثلا تو خرداد 16 بشه مستمر رو میذاره 18 :))) 

    خیـــلی دبیرِ خوبیه :)) 

    + البته فقط واسه اینکه اینا نیاز داشتن و باید معدلشون خوب میشد داد وگرنه به پایه های دیگه در عینِ حال که کمک میکنه اما اینقدر زیاد کمک نمیکنه ... ولی باز هم به نسبت بقیه دبیرها خیلی بهتره :)

    ++ هیچ دبیرِ ریاضی‌ای ؛ با این مشخصات و خصوصیاتِ عالی ندیدم!! حیف که دیگه سالِ بعد باهاش نیستم ... از همون پارسال روز اولی که دیدمش(یادش به خیر! اون روز هم سه شنبه بود!) خیلی حسِّ خوبی نسبت بهش داشتم :)

    • Mr. Moradi

    امروز بخاطر آزمون لیگ علمی دیگه کیف نبردم و فقط دو تا مداد برداشتم ...

    زنگ اول ریاضی داشتیم ؛ وقتی میخواستم برم برای لیگ؛ نمره ریاضیم رو پرسیدم که فهمیدم تو صفحه اول 1/5 نمره غلط دارم و صفحه دوم هنوز تصحیح نشده! یه نمره از این یک و نیم نمره رو بخاطر بی دقتی و درست نخوندن سوال اشتباه نوشته بودم ... سوالش کاملا واضح بود و و خیلی راحت جواب درستش رو میدونستم ... اما نمیدونم چرا وسط امتحان حتی یه درصد هم متوجه متن سوال نشدم و برعکس فهمیدمش :/ 

    بالاخره رفتیم لیگ ... قبل از شروع امتحانش چندتا عکس گرفتیم و بعدش که وارد سالن شدیم ؛ متوجه شدم که از دفعه قبل خیلی باکلاس‌تره :دی

    از لحاظ فارسی و علوم و انگلیسی تقریبا خیالم جمع هست ولی بیشتر سوالات ریاضی رو نزدیم :/ 

    بعد که برگشتیم؛ دوباره نمره ریاضی رو پرسیدم و متاسفانه : 17/5 ... معلوم نیست یه نمره دیگه رو هم کجا به فنا دادم :/ ولی واقعا همش رو بلد بودم و مطمئنم بخاطر بی دقتیم بوده نه نابلدیم ... به هر حال خیلی خیلی خیلی واسه همچین نمره ای اونم برای یه امتحان از نیمه اول کتاب! ناراحتم! خیلی! 

    :(

    معلوم نیست سه شنبه که از کل ریاضی امتحانه ؛ چکار خواهم کرد :/ 

    + تا به حال تو عمرم 17 و 17/5 نشده بودم ... کلاً عدد 17 و 17/5 رو تا به حال ثبت نکرده بودم که امروز ثبت شد :/ 

    ++ وقتی بعضی از سوالایِ ریاضیِ لیگ علمی رو واسمون حل کرد ؛ از خودم تعجب میکردم که چطور حلشون نکردم :/

    +++ در عنوان، کلمه "ریاضیــآ" منادا است و ریاضی؛ تحت خطاب قرار گرفته است ...

    ++++ کد صلوات هم نمیدونم چه بلایی سرش اومده که بالا نمیاد و لود نمیشه اصلا :/

    • Mr. Moradi
    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
      • Mr. Moradi

      دست نوشته خودم، بعد از آزمون تیزهوشانی که در پایه ششم دادم

      واقعا بخاطر فضای رقابتی که وجود داشت، حائز اهمیت بود :دی

      یادش به خیر!

      و حالا سه سال،  نه با سرعت نور! بلکه با دردسرهای عجیب و غریبش گذشت! سه سال گذشت... خوب و بدش گذشت و تموم شد و فقط آثارش به جا مونده ...

      امروز هم به رسمِ سه سالِ قبل ، آزمونی دادم که از 90 تا سوال، 29 سوالش رو جواب ندادم و یقیناً غلط هایی هم دارم که از تعدادش بی اطلاعم! هرچند قبولی در این آزمون حتی شده بخاطرِ پُزش هم خیلی خوبه اما از آنچنان اهمیتی برام برخوردار نبود! امیدی هم به قبولی ندارم ...

      تازه،  کیک و آب میوه یا حداقل آب معدنی هم ندادن :/

      + البته از این 90 سوال، یه سوالش[سوال79 از ریاضی] یا به دلیل نقص فنی یا به دلیل بد چاپ شدن، حذف شد! همینجوری که داشتم به سوالش نگاه میکردم ، خدا رو شکر کردم که حذف شد!!! از بس که حل نشدنی به نظر میرسید :|

      • Mr. Moradi

      هر چند اعتماد به نفسم یه مقدار پایین هست و تو کلاس سخنی نمیگم! به عبارتی سخنی هم که بگم جزو جملات قصار محسوب میشه! اصلا چیزی هم که میخوام الان بگم درباره جملاتِ قصارم نیست!

      یه عادتی که دارم اینه که تا قبل از خرداد به هر طریقی که شده نظر دبیرها رو جلب میکنم! یعنی کاری میکنم اسم مرادی که بیاد ، قشنگ یادشون بیاد که کی هست! پارسال دبیر عربیم باهام خوب بود ولی آنچنان شناختی ازم نداشت! اتفاقا در جهت مخالف به کسی اعتماد کرده بود، که کلا از لحاظ نمره پایین، و از لحاظ اعتماد ، سواستفاده‌گر بود! و اکثر اوقات هم از اعتماد این بنده خدا سواستفاده میکرد... در طی چند جلسه آخر [4 و 5 جلسه تقریبا] نظرشون 180 درجه تغییر کرد که هرچند دیر بود اما برای من خوب بود :) که ایشون لطف بسیار داشته و اسم مرادی، حداقل تا آخر خرداد از خاطر مبارک پاک نگردید! 
      امسال هم دبیری داشتیم که به دلایلی هم گرفتاری های بسیار داشت و هم با کلاس ما بخاطر وجود چند بیشعور و نفهم، درگیری زیادی داشت! اصلا با اون حجم از کم صحبتی من و اون حجم از فریادها و دعواها و درگیری ها ، فرصتی نمیشد که بخوام نظرش رو جلب کنم!!! تا یکی دو جلسه پیش که بچه ها کتاب نیاورده بودن ، من خیلی سریع وارد عمل شدم و چندتا کتاب از یه کلاس دیگه گرفتم که تا حدودی شناخت من رو ؛اما کافی نبود اصلا!!! همین چهارشنبه اومد و شمارهاش رو نوشت و گفت که دست یکی خورده و تو تلگرام ریپورت شده، نفری ده تا استیکر بدیم که سریعتر از این حالت خارج بشه! و خب اینجا دیگه کاملا هوشمندانه رفتم جلو گفتم یه راهی میشناسم [رباتِ اسپم ... ID : @spambot]  که سریعتر از بقیه راه ها میتونید از ریپورت خارج بشید و سریع شماره خودمو نوشتم و بزرگ هم زیرش نوشتم:مرادی!  بعد هم که اومدم خونه سریع واسش فرستادم و به گمانم یکی دو روزه دیگه از ریپورت خارج بشه ... و امیدوارم شنبه آینده و چهارشنبه آینده که آخرین جلسات هست ، به امید خدا ، اتفاقاتی بیفته که این اسم هرگز از یادش نره!!![حداقل تا آخر خرداد یادش بمونه :دی]
      + به شدت نه! ولی سرما خوردم و شنبه هم امتحان مهم فارسی رو دارم :/ تا حالا گفته بودن شنبه آزمون لیگ علمی هستش و نیازی نیست فارسی بخونید! دیروز[چهارشنبه] گفتن که لیگ علمی یکشنبه است(به طور غیرمستقیم یعنی فارسی بخونید:|][جالب اینجاست روی تابلوی اعلانات و برگه مربوط به لیگ علمی نوشته آزمونش 23 اردیبهشت(امروز) هست!!!]! و معلوم نیست شنبه چجوری باید امتحان بدم :/ ضمن اینکه برای آزمون تیزهوشان فردا هم اصلا آمادگی ندارم :|
      ++ این نوشته هم اونجوری که میخواستم نشد :/
      • Mr. Moradi
      up