مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : 429
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۲۹ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

تکلیفی که از قبل عید برای هنر تعیین شده بود ، اونقدر ها هم سخت نبود! ولی حوصله میخواست! وقت میخواست! تا زیبا و بدرد بخور بشه!

ولی خب امان از تعطیلیِ فریبنده ی عید که طولانی به نظر میرسه :| و قاعدتا انجامش ندادم تا دیشب ... و دیشب که طرح اولیه رو به صورت یک مربع چهل در چهل روی یه مقوای اشتنباخ هفتاد در پنجاه پیاده! کردم، منتظر بودم که وقت رنگ آمیزیش برسه! فکر کنم نزدیک دوسالی بود که به مدادرنگی دست هم نزده بودم! یه لحظه فکر کردم سوم ابتداییَم و دارم هدیه های آسمان رو رنگ میزنم :|

زیاد بود! از ساعت 23 یکسره تا 30 دقیقه بامداد! یک و نیم ساعت به صورت پیوسته داشتم قلم فرسایی میکردم ، به امید یه اثر خوب! 

بد نبود! ولی اونی هم که میخواستم نشد! منم که هیچ وقت خلاقیت نقاشی و رنگ آمیزیم خوب نبود و توقعی هم از خودم نداشتم ... 

بعله! دبیر هم ناراحت نشده بود و گفت چند ساعت وقت گذاشتی واسش؟" منم صادقانه گفتم 4 ساعت :) تا حالا اینقدر صداقت به خرج نداده بودم ... بعدش هم گفت همین رو گسترش بده و فلان کن و بیسار کن ... تا جایی هم که نگاه کردم نمره ای نذاشت:) میدونست نمره ام بالاتر از اینه:)... ولی واقعا موندم چجوری میخوام همین رو درست کنم! یکی دیگه بکشم خیلی راحت تره تا بخوام رنگای اینو پاک کنم!

و اینک این شما و این اثر هنری:

  • Mr. Moradi

یک سایتی هست به اسم جیم! احتمالا خیلیاتون بشناسید و نیازی به معرفی نداشته باشه!

یه چند روزی میشه اونجا یه اکانتی ساختم و تا الان یکی از همین مطالب وبلاگم رو اونجا هم منتشر کردم ...
برام جالب به نظر میاد که اونا مطالب رو بررسی میکنن و حتی براش عنوان و تصویر! انتخاب میکنن و بعد منتشر میکنن :| حتی عنوان! و هم عکس!
خیلی هم خوب! :)
+ البته در راهنمای سایت نوشته که در ویرایش مطالب اختیار تام دارد :| البته دستش هم درد نکند! 
بعدا نوشت: البته از اینکارشون ناراحت نشدم و یا بدم نیومد ... اتفاقا عکس خیلی مرتبط و مناسب و عنوان خیلی خوبی انتخاب کردن :) فقط به مقادیر زیادی تعجب کردم...
  • Mr. Moradi

تا حالا مطلب چند موضوعه ننوشتم! ولی دو رویداد امروز رو نتونستم با هم ننویسم!

1- معذرت میخوام از اون دو راننده ای که امروز پریدم جلوشون و احتمالا اولی رو تقریبا سکته دادم!

ساعت هفت و نیم صبح بود و از اونجایی که ماشینی که در منتهی الیه سمت چپ خیابون حرکت میکرد سرعتش خیلی پایین بود ، و دید کافی نداشتم که اون یکی ماشین شتاب گرفته رو ببینم ، سریع رفتم و وقتی وسط ماشین مذکور، با سرعت بالای ایشون و فاصله کممون تازه فهمیدم که اوه مای گاد، باید شهادتین رو بخونم! و ایشونم نامردی نکردن و چنان فرمون رو صد و هشتاد درجه چرخوندن(با سرعت حدود 60) که فکر کردم وسطِ یه فیلم جنایی هستم و الاناست که شهید بشم(کسی که در راه کسب علم از دنیا بره، شهید محسوب میشه، کلیک)! اما خداروشکر به خیر گذشت! طرف هم به اعصابش کاملا مسلط بود! یه بوق هم نزد :) + توصیه میکنم که اینجور مواقع جرئت داشته باشید و سریع رد بشید! مبادا اون وسط بایستید و کاسه چه کنم چه کنم دستتون بگیرید!

راننده دوم هم که همین چند دقیقه پیش بود :) یک عدد تیبا2 که یه چند نفری رو رد داده بود و میخواست با خیال راحت گازشو بگیره که من پریدم وسط ماشینش و زدم رو کاپوت که وایستا! کجا با این عجله؟! :-D

در هیچکدوم از این دو مورد عجله نداشتم! و صرفا اتفاقی پیش اومدن ...

2- از اول امسال و حتی اواخر پارسال(94 خودمون!) قصد داشتم که یه سالنامه درست و حسابی بخرم که شرح ماوقع روزانه و یه چیزای دیگه رو بنویسم! بلکه خاطره ای بشه که به صورت زنده! در دسترس باشه!

دیروز بغل دستیم یه سالنامه همچین ساده و شکیل به دبیر ریاضیمون داد ، و از اونجایی که میدونستم که تبلیغاتیه و تعداد زیادی ازش دارن ، یه جورایی تا تنور داغ بود نون رو چسبوندم و یکیش رو صاحب شدم :) کلیک و کلیک 

+ هیچ خودکاری رو به بیک ترجیح نمیدم! هم روونه و هم خوب مینویسه! فقط اگه آسیب ببینه بدجور جوهر میریزه ... 

++ هنوز از تکالیف هنر ، فقط مقواش رو آماده کردم :)

  • Mr. Moradi

قبلاها فکر میکردم اینکه میگن نماز خوندن، روبه روی آینه مکروهه به این علته که ممکنه آدم وسط نماز ، چهره واقعیِ خودش رو تو آینه ببینه و بترسه و ناامید بشه و از این قبیل حرفها :| :)))

عجب روشنفکری بودم :))) و چقدر دیدم وسیع بود :))

..........................................

بر خلاف الان ، که امیدی ندارم به فکرها و خیال های خودم! فکرها و خیالاتی که یکی از اصلی ترین باورهایِ محکمِ من رو در سراسرِ زندگیم شکل میده :| 

+ امید، مسئله پیچیده ایه! گاهی در عین حال که امیدواری، ناامیدی!

  • Mr. Moradi

یک آهنگی جدیداً از دکتر منتشر شده که نمیدونم واقعا عنوانش رو کی انتخاب کرده! اولش همین عنوانش باعث شد فکر کنم یه آهنگ برای نوروزه مثل هزارتا آهنگ دیگه! ولی وقتی یه دور تا آخرش رو شنیدم، فهمیدم چقدر خوب ساخته شده! نمیدونم ولی احتمال میدم تا الان بیشتر از 20 دور شنیدمش :)

این روزا دست رو هر آهنگی میزارم خواننده اش ، آقای اصفهانی هست ....! صداشون و در کل اکثر موسیقیاشون به نظرم عالیه :)

سبزه نوروز(واقعا چرا سبزه نوروز؟!) با صدای محمد اصفهانی:

دانلود از بیپ تونز

  • Mr. Moradi

از اول عید استرس هفته اول که از فردایِ لعنتی شروع میشه رو داشتم :|  هفته اول ما مثل همه هفته های اول نیست :|

غروب جمعه و غروب سیزده بدر و بیدار شدن صبح فردا! به اندازه کافی بغرنج هست! اما وقتی امتحان و انجام تکالیف سرسخت هنر و ریاضی و انشا بهشون اضافه میشه، دیگه بغرنج رو رد میکنه :| میاد که نفس های آخرت رو بکشی :/ هفته اول میاد تا نَفَسِت رو بگیره :/ 

ضمن اینکه مثل اول ابتدایی ها بهمون "پیک نوروزی" دادن! و تا الان که فقط کاربردش جاموبایلی بوده!(محلی که گوشی خود را رویش قرار میدهید!) چهل صفحه هست ! 

البته فکر کنم دارم زیادی بزرگشون میکنم!!! شایدم سختیش به این حد نباشه!

امیدوارم از عیدتون خیر دیده باشید :)  

+ هوا چقدر خوب شده :) صبح به شدت بارون بود، میدونم  اونایی که به سیزده بدر اعتقاد راسخ دارن به شدت خورد تو ذوقّشون ... متاسفم ولی خب آرامش طبیعت کمتر بهم خورد :))

++ ما که فکر کنم بیشتر از 6 ساله که سیزده بدر بیرون نرفتیم :))

  • Mr. Moradi

بالاخره امروز آخرین دید و بازدید! هم انجام شد ... 

به قول یکی از دوستان ؛ امروز دیگه مطمئن شدم که "سیب" خیلی مظلوم واقع میشه! 

از این ساکت بودن جوِّ مهمونی بدم میاد! هرچند برای اولین بار بود که تو این خونه دعوت بودیم!

آخرش هم که همیشه مبحثِ شیرینِ عیدی هست که خیلی بهتر بود که از "پول" استفاده نمیکردن ...


"عِـــه ؛ پولمون رو بردن! مامان دارن پولمونو میبرن "

این جملهِ قصار رو هم خاله پسرِ بنده بعد از اهدای عیدی بر زبان جاری کرد :)) چقدر بچه ها "مادی" شدن :دی ... باشد که خاطره ای شود شیرین :)) 

+ یه مقدار تجملاتی شده زندگی ها! چه وضعشه آخه؟ :/

++ بودجه امسالِ منم 165 هزارتومن تعیین شد :) فکر کنم لایحه بودجه رو تو بیست دقیقه تصویب کردم :)

  • Mr. Moradi
up