مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : چرا شعرخوانی میثم مطیعی با واکنش‌های زیادی روبه‌رو شد؟
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

۴۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

از اونجایی که همه بچه های کلاس پروفسور تشریف دارن و امتحان قبلی رو کسی کمتر از 22 نشده و کل فصل رو تو یه هفته یاد گرفتن(نه چهار هفته) و از اونجایی که علاوه تمارین کتاب تمام تمرینایی که تو تلگرام گفته بود رو سریع و صحیح حل کردن و همچنین از اونجایی که این بار خیلی درس خوندن و خیلی بلدن اگه وقت داشتن مشکلی نبود! از دبیر التماس کنان میخوان که فردا امتحان نگیره! از همه این جهت هایی که گفتم به دبیر گفتن که تورووووووووخدااااااااا امتحان نگیر! 
.....................
دیشب یازده شب : مرادی! برو به آقای الف بگو امتحان نگیره! دوشنبه امتحان فاینال داریم نمیتونیم بخونیم!
من: من روم نمیشه بگم!
......................
امروز: اگه تو تلگرام جواب نده زنگ میزنم
من: بازم جوابتو نمیده :دی
......................
+ منم دوست دارم نگیره! (از اونجایی که امتحانای اسفند رو به رسمیت نمیشناسم) ولی اینقدر پررو نیستم که با اون وضعی که اونا ایجاد کردن بخوام منم بگم امتحان نگیرید!
  • Mr. Moradi

از اون وقتی که فهمیدم راست گذاشتن مو (اسمش چتریه؟)  توی گرفتن عکس اونقدررررر بچگانه اس! گرفتن عکس پرسنلی ترجیحا سه در چهار برام دردسر بزرگی بوده! همیشه از اینکه تو عکس بد بیفتم میترسیدم! بیشتر عکسا رو هم که واسه مدرسه میخواستم ..

از قضا یه بارم که هل هلکی عکس گرفتم اونقدر زشت شده بود که اگه مجبور نبودم شاید بایگانیش میکردم که ازش فسیل ساخته شه :|
از بدشانسی مدیر همون سال ؛ همون عکس رو کرد عکس پیشفرض کارنامه ها و پرونده ://// الان هر کارنامه ای  میگیرم اون عکسِ به شدت خراب خودنمایی میکنه :|
الانم واسه ثبت نام آزمون تیزهوشان نه به خوده عکس! بلکه فقط به اسکنش نیاز دارم!!! و تنها عکس خوبی هم که داشتم همه رو اینو و اونور داده بودم و اجبارا با کلی استرس رفتم عکس بگیرم ... بد نشده بود ان شاالله واقعا خوب باشه :) 
+ لیگ علمی نزدیکه و هنوز کامل نخوندمش ... :|
  • Mr. Moradi

توی این تعطیلات نوروز میخوام طلسم خساستم رو بشکنم ...! خساستی که با توجیه های مسخره ای پوشونده میشه ولی حقیقت اینه که عاغا من خسیسم! اعتراف کمی نیستا! من خسیسم :دی

اگه و اگه! مثل سال پیش مقدار عیدیم!(که مفصلا در مورد مفهوم عیدی حرف دارم) همون مقدار باشه و اون یه نفر اصلی! امسال هم بودجه خوبی در نظر بگیره ؛ تصمیم دارم بر خلاف پارسال مفید تر هزینه کنم ...

به همین منظور تا 29 اسفندماه هرکس اگه دوست داشت کتابهای مفیدی که میشناسه و یا خونده رو با همچین مشخصاتی معرفی کنه:

1- به شخصه خوندن رمانی که بتونه داستان خوبی داشته باشه رو میپسندم ضمن اینکه کتاب شعر به حد مکفی موجوده! پس شعر معرفی نکنید!

2- کتاب های علمی ای که بتونه در حد فهمم باشه نه کمتر و نه بیشتر!

3- و از همه مهمتر داشتن هزینه ای ترجیحا کمتر از 10 تومن!  :)   (میدونم کتاب کمتر از ده تومن به تعداد انگشتای دست هم نیست! اما هنرمنده اونی که کتاب خوبه کمتر از ده تومن بشناسه :))

+ اگه علاقه داشتید فقط اسم کتاب رو ننویسین! یه توضیح خیلی مختصر هم بدید

++ ممنون

  • Mr. Moradi

هفته قبل شنبه بخاطر شمارش آرا مدارسمون تعطیل شد ... دوتا امتحان شنبه هفته قبل مونده واسه این شنبه! 

من که کلا امتحانات اسفند رو به رسمیت نمیشناسم :دی ! حالا هرچی بیشتر به اواخر اسفند نزدیک بشیم این به رسمیت نشناختنه بیشتر میشه! به همین منظور روی هم رفته این دو تا امتحان تا الان کمتر از نیم ساعت خوندم و همچنان سیستم دفاعی بدنم اجازه عملیات درو کردن مطالب کتاب رو بهم نمیده! 

از طرفی لیگ علمی هم همین چهارشنبه ای هست که داره میاد و من موندم به چه شکل باید این سیستم پدافندی رو غیرفعال کنم تا مبادا آبری مدرسه که هیچ! آبروی خودم بره :دی

ثبت نام آزمون تیزهوشان هم داره زمانش به اتمام میرسه من هنوز با خودم کنار نیومدم! آخه منی که حتی اگه بر فرض غیرمحال قبول هم بشم قصد ندارم برم مدارس خاص! چرا تو این آزمون شرکت کنم؟ ضمن اینکه خوده آزمون هم هزینه داره :|   از طرفی دوست دارم حداقلش تو آزمون شرکت کنم :/

+ همچنان اندر خم یک کوچه ایم!

  • Mr. Moradi

داشتم تو آهنگا میچرخیدم ؛ رسیدم به تیتراژ سریالی که خاطرات متفاوتی باهاش دارم

مادرانه ...

سریالی که نوشته سعید نعمت الله هست و مثل همه سریالاش یه تفاوت محسوسی با بقیه داره :)

درحالی این سریال رو توی ماه رمضون 92 میدیدم که توی شهر خودم مهمون بودم! هرچند هیچ میزبانی در کار نبود و خودمون میزبان خودمون بودیم ولی دیگه دیگه :)  تو خونه ای بودیم که با وجب به وجبش خاطره دارم .. خاطره بد و خوب!(که تو یه پست دیگه باید در موردش بگم)

خیلی میچسبید دیدنش بعد از افطاری ... 

+ دانلود آهنگ :Tasavor-Naboodanet.mp3

++  درباره مادرانه : serial-maternal.html

+++ منو به حالِ من، رها نکن ...

  • Mr. Moradi

چقدر خوبه وقتی یه چیزی رو نمیدونی اما با تلاش یا بعضی اوقات با عنایت پروردگار راه حلش رو پیدا میکنی ... چقدر خوبه لحظه ای که چیزی رو که نمیدونستی ، میفهمی .... 

حس فهمیدن یکی از بهترین حس های دنیاست ... 

دیشب هیچی از تجزیه رو نفهمیده بودم! هرچقدر زل میزدم به سوالات تجزیه هیچ جوابی به ذهنم نمیرسید!

ولی امروز بعد جلسه ریاضی یه حس فهمیدنی بهم دست داد :)) بیشترشون رو فهمیدم و حل کردم ... مطمئنم با لطف خدا این فصل رو هم مثل فصل قبلی میفهمم و نمره فهمیدنم هم میگیرم :)

+ میخوام از هرچی خیاله رها بشم ... به این رها شدنه که فکر میکنم بغضم میگیره! من یکسال با این خیالات زندگی کردم :/ زندگی ..... حالا میخوام رهاش کنم چون خیاله ؛ چون توّهمه ... چون فقط یه حسه غریبه ... نمیدونم به نفعمه اینکار یا نه ... :|  رها کردنش هم همچین آسون نیست ...

  • Mr. Moradi

اول به توانت میرسانم ؛ زیر بال و پرت را میگیرم تا غیرقابل شمارش شوی ؛ بعد ریشه ات را میگیرم ، واضح ترش این است که ریشه ات را میخشکانم؛  وقتی کاملا زمین گیر شدی تجزیه ات میکنم ... تجزیه ات میکنم به قِسم هایی که دیگر نمیشکنند و هرگز کوچکتر نمیشوند! آنوقت تو شکست ناپذیرترین منحصر به فردِ دنیایی ... 

پس در زمان توانی بودن مغرور نشو و سنگینی رادیکال را تحمل کن ؛ حتی اگر به ذراتی یک رقمی تجزیه شدی باز هم تحمل کن ... این سختی ها بالاخره روزی بکار می آیند؛ بکار می آیند تا دیگر شکست نخوری ...

  • Mr. Moradi
up