بایگانی اسفند ۱۳۹۴ :: مُنَقَّش
دردانه نوشت : ریای خالص!
امروز که نمیدونم چرا ، چگونه و چطور شد که دیر بیدار شدم :| بدم میاد بی دلیل دیر بیدار شم!
تا اومدم انگلیسی رو بخونم شصتمان خبردار شد که خاله ای که برای اولین بار تو عمرم همین تابستون 94 دیده بودمش میخواد بیاد خونمون :|  
خب آمد و سلام و علیک کردیم و نشستیم!(توقع نداشتید که سر پا بمونیم؟) 
این خاله که کلا نمیدونم هدفش چیه(ولی به پز دادن نزدیکتره) خیلی حرفای بی مورد میزنه .... حرف رشته و انتخاب رشته و شغل آینده و این حرفها شده بود که صدالبته من همیشه سکوت گرا هستم و خیلی حرف بزنم در حد یه کلمه یا فوقش یه جمله اس برای همین مادرم از طرفم همه چی بعلاوه اضافه کردن پیاز داغ گفت  ... خب باید بگم که بچه اش کلاس شیشمه و مثل اینکه  واسه امتحان تیزهوشان ثبت نام کرده و از اونجایی که من وقتی شیشم بودم تیزهوشان قبول شده بودم و نرفتم که متقابلا مادرم هم شروع کرد به پز دادن از طرف بنده! من به شدت بدم میاد در موردم حرفی زده بشه ولی تحمل کردم :/ 
یه مقدار مکالمه ها رو نوشتم ولی منصرف شدم و پاک کردم :)
این مواقع خیلی سخته تحملش! این همه موضوع واسه حرف وجود داره ... خب در مورد یه چیز دیگه حرف بزنین! حالا به ما چه که دو تا بچه ات (یکیش دوسال و نیمشه!)از الان میخوان پزشک! بشن! خب تجربی رفتن یه حرفی! از الان میگی پزشک؟ حالا تو بیمارستارن کار میکنی و چهار تا دکتر دیدی فکر کردی هرکسی میتونه؟ همین شما نبودی تابستون از این ناراحت بودی که این شیشم که نظام جدیده خیلی سخته! و خودت درساش رو نمیفهمی ،بچت چطور میخواد بفهمه!!! حالا فرزندت رو هوایی میکنی با تیزهوشان و پزشکی! خب هرکی به اندازه ظرفیتش! 
حرف های خنده داری زیادی زد که واقعا نمیدونم، نمیدونه یا میدونه و الکی میگه! مثلا میگه حتی یه استاد دانشگاه هم درآمدش در حدی نیست که زندگیش بچرخه!!!! و فقط پزشکه که خوب زندگی میکنه! 
درسته درآمد پزشک نسبتاً بالاتره ولی اینکه درآمد بقیه پایینه قابل قبول و منطقی نیست!! البته من هیچی نگفتم ولی نمیتونستم جلوی خندم رو بگیرم :)  بعلاوه حرفهای بی معنی دیگه!
  • Mr. Moradi
  • جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۹۴ ، ۲۱:۳۲
  • روز نوشت
  • نمایش : ۱۲۵
نظرات شما ( ۱۶ ) ۶ موافق

تیتراژِ اولین شب آرامش ...

 


دریافت

+ مهران زاهدی

++ خیلی خوبه، خیلی ...

نظرات شما ( ۷ ) ۷ موافق

یک جاهایی هم میروی ، آنقدر نورانی است و آنقدر تصورت از آن روشن است که نمیگذارد تیرگی را ببینی! اما فقط لازم است که آنجا بمانی، با مردم سلام و علیک کنی، از مغازه ها خرید کنی، بر روی آسفالت های خیابانش قدم به قدم راه بروی و در نهایت آنجا زندگی کنی ... آنجاست که بالاخره میبینی که حال و هوای ملکوتی که کنار میرود تازه بدی ها خودشان را نشان میدهند ... تازه میتوانی بفهمی که: حالا یک مکانی خوب است قرار نیست انسانهایش معصوم نه! فقط انسان باشند! بله، وقتی مکانی و فقط همان مکان پر از حال و هوای خوب و معنوی بود ممکن است که انسانهایش از غرورِ در احاطه بودنِ نور و ملکوت به ظلمت و گمراهی بیفتند! 

+ بخاطر یک تصور اشتباه و یک مقدس پنداریِ خاص ، چه بدبختی هایی که نکشیدم :|

+ نور نمیگذاشت و نمیگذارد که ظلمت دیده شود ... 

  • Mr. Moradi
  • چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۴ ، ۲۰:۱۱
  • دل نوشت
  • نمایش : ۱۴۶
نظرات شما ( ۸ ) ۷ موافق

:(

امروز امتحان ریاضی رو با دونسته های قدیمی نوشتم و از بس ذهنم از ساعت 23 دیشب مشغول شده بود که حتی اگه صفر هم میشدم جای تعجب نداشت ...

فردا آزمون لیگ علمیه ... هیچی نخوندم .. هیچی ... نه علوم نه ریاضی ... 

اصلا حوصله درس خوندن رو ندارم ... شاید تو این دوماه فقط پنج شیش روز بدون استرسی بودم ... همه روز یه نوع استرس داشتم ... یا کوچیک یا بزرگ  ... ناشکریه؟ :/  خب خستم ... بدجور خستم ... 

بوی بهار میاد ... حتی حسش هم هست اما نه حوصله و نه زمانش و نه آرامشش حتی نیست ... :|  

+ کِی میرسه راحت بشم از این  مسخره بازیا؟ از این استرسا؟

  • Mr. Moradi
  • سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۴ ، ۱۷:۵۹
  • روز نوشت
  • نمایش : ۵۷
۱۰ موافق

همونطور که ابزارات ارتباط بوجود اومدن ؛ همیشه امکاناتی هم برای مسدود کردن ارتباط وجود داشته!

همونطور که مخاطب حق داره ارتباط برقرار شه این حق رو هم داره که این ارتباط رو قطع کنه ...


تو تلگرام و لاین و ... امکان بلاک وجود داره ... خب این بستگی به افراد داره استفاده کنن و یا طبق نیاز بخوان استفاده کنن و یا نه!

اما به شخصه از اینکه یکی تو هرجایی! بلاکم کنه اونقدر بدم میاد و اونقدر اذیت میشم که اگه حتی دلایل محکمی صرفا واسه خودش داشته باشه ؛ اگه از نزدیک ببینمش فقط خدا میدونه باهاش چه میکنم ...

حالا من هم بلاک نشدم تا حالا ها! اما الان داره خون خونم رو میخوره که فردی به هردلیل منطقی و غیر منطقی ای! و با هررررر طرز فکری و با حتی داشتن نفرت!(که نفرتی وجود نداره البته) بیاد ایکس رو بلاک کنه! کجا؟ اینستا؛ لاین؛ واتس آپ و احتمالا تلگرام هم!!!!!!! یعنی نه به اون بی واکنشی محض! و نه به این واکنش تند و آتیشی ... 

خب سوال کرد! جواب شنید و تموم شد و رفت! و حالا هر چه بوده و نبوده تموم شده و حتی اگه تموم نشده باشه بلاااااااک بی احترااااااامیه محضه به شخص مقابل :|

+ یقینا میتونم درک کنم که چه دلایلی واسه اینکار داشته باشه اما الان یه ساعته دارم حرص و جوش میخورم ... و الان اونقدر ناراحتم که ایکس بخاطر "نه" شنیدن ، شاید ناراحت نباشه(فقط یک تشبیه بود) ... 

  • Mr. Moradi
  • سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۴ ، ۱۴:۲۶
  • دل نوشت
  • نمایش : ۱۲۲
نظرات شما ( ۶ ) ۳ موافق

"الخیر فی ما وقع"

+ یا الله ...

++ حتما همینطوره :(

  • Mr. Moradi
  • دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۴ ، ۲۳:۰۵
  • دل نوشت
  • نمایش : ۵۳
نظرات شما ( ۴ ) ۶ موافق
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
up