مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

مُنَقَّش

وبلاگی منقش به روزهایم

دردانه نوشت : برابری یعنی برابری!
مُنَقَّش

مُنَقَّش ؛ یادبودی برای آینده
در فرستادن صلوات مشارکت کنید

صلوات

مطالب پیامکی
  • ۱۳ مهر ۹۴ , ۱۳:۰۲
    راه

اینقدر از دیدن کسایی که میخوان به دلایل پوچ و توجیهات مسخره از ایران فرار یا به قول خودشون مهاجرت کنن به نفرت می افتم که حد و مرز نداره ...

دیدم کسایی رو که برای تحصیل رفتن و کاری هم ندارن موفق هستن یا نه ( که اکثراً هستن)

اما از کسایی که هی میگن ایران جای موندن نیست! و از این خزعبلات به هم میبافن و به سراغ فرار از ایران میرن و همش دلایل پوچ و واهی خودشون رو تکرار میکنن و هی میگن انسان آزاده تصمیم بگیره و انسان میتونه طبق میلش زندگی کنه بدم میاد که اصلا نمیتونم توصیفش کنم ...

اگه ایران جای موندن نیست چرا شش قدرت جهان حاضر به مذاکره با این کشوری که  به نظر تو جای زندگی نیست شدن؟؟ 

اون کشور هایی مثل امریکا و فرانسه و استرالیا که تو قصد مهاجرت[بخوانید فرار] بهش رو داری چجوری الان اینقدر قوی شدن؟؟؟ چیکار کردن که اینقدر برای شما محبوبن؟؟؟؟ چرا همش میخواید وضعیت فعلی امریکا رو با ایران مقایسه کنین تا بگید امریکا برتره؟؟؟

اگه جوونای اون کشور ها هم مثل جوونای ایران (بلا نسبت جوونای درست و حسابی و خوبش)‌ اینقدر از کشور خودشون فراری بودن مطمئنی که اونا الان وضعیتشون بد تر از ما نبود؟؟؟

قصدم شعار نیست ...

یه وبلاگ رو میشناختم که همش در مورد مهاجرت به امریکا و راه های رفتن قانونیش تبلیغ میکرد که کم کم دیگه حالم بد میشد از مقدار شعور بعضی ... یعنی طرف علنی داره به کشور خودش و کشورمون جوری توهین میکنه که اصلا نمیشه در برابرش ساکت موند و در عوض داره کشور امریکا و شهروندانش رو انسان هایی رویایی و عالی جلوه میده که من نرفته مطمئنم اینطوری نیست ... وبلاگ این شخص فیلتر شد و هنوز هم فیلتر هست اما تازگی ها متوجه شدم که یه وبلاگ دیگه با همون اسم اما یه تغییر کوچیک ایجاد کرده و تمام مطالبی که در اون وبلاگ بود رو به اینجا منتقل کرده و مطالب جدیدتر و مزخرف تری هم اضافه کرده ... واقعا تعجب میکنم که چجور انسانی هستش؟! 

مهاجرت یا فرار؟؟؟ مسئله این است!

+به نظرتون فرار از کشور بخاطر مشکلات درسته؟

++واقعا متاسفم برای بعضی ها ... 

+++اللهم عجل لولیک الفرج

  • Mr. Moradi

یه گوشی تو خونمون هست که با قدمت ترین گوشیه ماست! فک کنم حدود 11 سالی عمر داشته باشه ....

از قضاء این گوشی مشکل پیدا میکنه و ما یه گوشی جدید میخریم! البته فروردین 94 این اتفاق میفته ... بعد از تموم شدن خرداد و مرتّب کردن وسایل برای اینکه این گوشی گم نشه و از بین نره من گذاشتمش تو کیفم و کیفمم که تابستون باهاش کاری نداشتم! 

حدود شش ماهه که این گوشی تو کیفمه و خودمم تقریباً بی خبرم!(یه چند باری میخواستم بر دارم که یادم میرفت!)

در این مقطع تحصیلی که ما هستیم بعضی ها اینقدر حماقت دارن که گوشی هایی که فلان قدر پول خوردن رو با خودشون میارن مدرسه !  تو مدرسه هم که ممنوعه یعنی اگه ازشون بگیرن حتماً یه بلایی سرش میارن .... 

و اونایی که میاوردن راست راست میچرخیدن و عکس سلفی مینداختن و گوشی شونم سالمه سالم و هیچ کس هم کاریشون نداشت!

بالاخره رسیدیم به امروز صبح که اومدن که کیف بچه ها رو بگردن (من کاملا با این کار مخالفم اما اونا دیگه چاره ای هم ندارن برای پیدا کردن گوشی و جلوگیری از آوردنش!)... من هم یکدفعه یاد این عتیقه افتادم!‌ اونایی که گوشی آورده بودن رو نتونستن پیدا کنن! اکثراً جوری مخفی سازی میکردن که هیچ کس نمیتونست پیداش کنه ولی من همه مخفی گاهاشون رو بلدم :)) ... رسید به کیفم این قراضه رو دیدن! البته نه باتری داشت و نه سیم کارت! گرچه میدونستم باهام کاری ندارن و چیز مهمی نیست(به علت خراب بودن گوشی مذکور و نداشتن هرگونه تجهیزات!!!) اما برام جالب بود ... ماجرا رو که تعریف کردم دیگه واقعا حوصله ام سر رفت و آخرش گفتم: نخواستیم .. مالِ خودتون و در جواب استماع نمودیم که بیا بگیرش این عتیقه رو...

                                                               موبایل عتیقه                                                                  

یاد اون خبر افتادم که بدهکاری های بسیار کوچیک بعضی ها رو تو روزنامه نوشته بودن در حالی که کاری به اون بدهکار های بانکی کلّه گنده نداشتن و حتی اسمشون رو مخفف میگفتن!!! کاری به گوشی اونایی که راست راست تو کلاس سلفی میگیرن نداشتین و یا نتونستید پیدا کنین ولی مالِ من رو که بدرد نمیخورد رو در سدد توقیف بودید ...

+یه مقدار پر حرفی کردم که معذرت میخوام...

++ بالاخره لو میدم اونایی که گوشی آوردن رو :)) چقدر بی قانونی :)) [شوخی]

  • Mr. Moradi

بعد از استرسی که بهمون تحمیل شد و  اوراق بهادار در کلاس تصحیح شد نتیجه جبران خودمون رو هم دیدیم ... دقیقا همونی که حدس میزدم ...

بد نیست ... خوب هم نیست ... اما از هیچی بهتره ... 

اما با همه ی این استرس ها و تنش ها و واکنش ها ؛ علیرغم میلم ؛ همچنان زنده ایم و مقداری از اکسیژن و جهان رو در مصرف خودمون نگه داشتیم :(

این روزا اصلا فرصتی ندارم ... کلاً نه ماهی که مدرسه میریم هیچ وقت نفس راحت نمیکشیم...

البته صبح امروز یه اتفاق جالبی افتاد که ان شاالله در پست دیگری به اون موضوع و اتفاق میپردازم...

+موفق باشید :))

  • Mr. Moradi

امروز رفتم واکسن کزاز زدم ... بیشتر از اینکه به امروز و کزاز زدنم فکر کنم به فکر بار قبلی که این واکسن رو زدم افتادم یعنی حدود 10؛ 9 سال پیش...

خیلی خیلی شفاف و واضح یادمه...دو تا خانم بودن که مسئول تزریق بودن و ازم میپرسیدن که این خاله بزنه یا اون خاله؟ (کلاً خانم ها برای بچه خاله خطاب میشن و آقایون عمو! اما هنوز دلیلش رو نمیدونم!)

و من که هاج و واج فقط نگاهشون میکردم و فقط دوست داشتم سریعتر تموم بشه تا بریم خونه عَموم...خونه قدیمی و ویلایی ... 

امّا خبر نداشتم که همون دیدار بعد از واکسن زدن میشه آخرین دیدار و تا امروز که برای دومین بار همون واکسن رو زدم و هیچ که هیچ O_o

به قول خانم اسرا دلیلی نداره شما دلیلش رو بدونید که! 

امروز دوباره دقیقا همون درد کوچیک اما آزار دهنده و پر از حسّ و خاطره رو تحمل کردم ... امّا ناراحت نشدم ... خوب بود... شاید هم عالی بود!

حس ؛‌حسِّ خوبیه ... بقیه اش مهم نیست ... 

+ بعضی خاطرات خیلی اذیّتم میکنه ... بعضی خاطرات هم خیلی وقتم رو میگیره ... 

++امروزم که کلاً غایب کردم و راحت :)‌و منتظر فردا که نتیجه جبران مشخص میشه :(

+++موفق باشید

  • Mr. Moradi

از دیروز که خبر پاریس و اون ترور به اصطلاح فاجعه رو که شنیدم و ایـــــــــــــــــــن همه هیاهوی راسانه ها رو که دیدم یه چیزی تو ذهنم بدجور رژه میرفت.....

همش با خودم میگفتم آیا اون یمنی هایی که هــــــــــر روز زیر بمباران سعودی ها هستن انسان نبودن؟ آیا اون کار فاجعه محسوب نمیشد؟

یا فاجعه ای که در منا رخ و داد و چـــــــــــــــهار هـــزار نفر کشته شدن!!!‌ 

یا کودکشی و حملات رژیم منحوس صهیونیستی در غزه....

لبنان

افغانستان و حملات وحشیانه طالبان!

یا همین بغل دستمون عراق و سوریه که تحت ظلم و وحشیگریه داعشی که دست پرورده ی غربی هاست

...

آیا کشته شدن کسی که کاری به کار کسی نداره و داره با بدبختی به زندگی خودش ادامه میده با کشته شدن کسی که در حال خوشگذرونیه و داره لذت میبره مساوی است؟! الحق و الانصاف اگه بالاتر نباشه پایینتر نیست.... 

آیا این ها انسان نبودن؟! یا اونا انسان تر بودن؟!

آیا اینها فاجعه نیست؟! یا اونا فاجعه تره؟!

همین جور این موضوعات و موضِعات مغزی داشت آزار رسانی میکرد که برخورد نزدیکی با این پست پیدا کردم! ایشون حرف دل من و خیلی های دیگه رو زده ...

+آقای بشار اسد خوب حرفی زدن که در این لینک میتونید متن رو بخونید 

++در مورد پست قبلی هم تنش ها و درگیری های عجیبی پیش اومد که از برخی از دوستان وبلاگنویس بعید بود! [البته این اتفاقات در طی چند پیام خصوصی افتاد که به زودی مقداری در موردش توضیح خواهم داد!]

+++راستی...جبران هم جبران های قدیم...:(

  • Mr. Moradi

برای اینکه بخش پیوند ها(لینک ها) نامرتّب و به هم ریخته بود یه صفحه جدید در منوی وبلاگ ساختم با عنوان "دنبال شوندگان"!

البته کلمه تحت تعقیبان هم مناسب بود :)

از این به بعد شما هم به راحتی میتونید به این بخش دسترسی داشته باشید و بعضی از وبلاگ های موردعلاقه بنده که اکثر اوقات میخونمشون و تقریبا میشه گفت مطالبشون رو دوست میداشته رو بخونید و به فیض برسید....

+موفق باشین

++التماس دعای شدید برای پیروزی در جبرانخجالتی

  • Mr. Moradi

در پی جبران افتضاحی که مقداری در این پست شرح تفضیلی آن نوشته شد شب و روز بر آنیم تا آنچه ندانیم را بدانیم! [چی گفتم! :D]

هرچه میجوییم کمتر می یابیم مشکل را ... در آخر این تصمیم نهادینه گشت که کمی تا اندکی خستگی در نموده و فنجان قهوه ای نوشیده و پستی گذاشته شود...

واقعا چرا مسائلی خیلی خیلی جزئی رو اصلا نمیفهمم :(

اما یه مسئله n مجهولی بدید خیلی راحت حل میکنم...o_O واقعا چرا؟!

برای مثال از روز اولی که پا به این تأسیسات آموزشی گذاشتم پیدا کردن رابطه اعداد[n اُم] یکی از مشکلات عدیده بود[البته تا حدودی رفع شده این روزا...] :( [الان دیگه پی به کوچیکی مشکلات بردید دیگه! :)]

راست میگن که پیشگری بهتر از جبران[درمان] هستش...

نمونه ای از سختی جبران

***************************************************************

نمونه ای از راحتی پیشگیری [تصویر مربوط به قبل از رخ دادن افتضاح تاریخی]

+امیدوارم هیچ وقت مجبور به جبران نشید[اینقدر پایه های کارتون محکم باشه که نیازی هم به جبران نباشه]

++امیدوارم اگر هم مجبور به جبران شدید به بهترین نحو ، جبران کنید:))

+++کمتر از 48 ساعت تا ساعت جبران...گریه

++++التماس دعا

*تیتر پست غلط املایی نیست...از عمد "دوشواری" به جای "دشواری" نوشته شده است...

  • Mr. Moradi
up