مُنَقَّش
دردانه نوشت : ریای خالص!

واقعا چه زیباست راهی که به خدا ختم میشود....
.
.
و حالا چه خلوت است راهی که به خداوند ختم میشود...
.
.
در مسیر های منتهی به شیطان ترافیک سنگینی ایجاد شده...
.
.
و هر روز یکی خلوت تر و دیگری شلوغ تر میشود...
.
.
قضاوت با شماست که کدام شلوغ تر و کدام خلوت تر است...!

.

.

+البته انتخاب هم با خود ما انسان هاست که کدام راه را شلوغ تر کنیم و کدام را خلوت تر!

++تک تک رفتار های ما تأثیر خواهد داشت...

+++فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ ****وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ .

نظرات شما ( ۱۲ ) ۱۰ موافق

و هم اکنون بارش شدید باران و رعد و برق های کر کننده در همه نقاط شهرم به گوش میرسد...
+خدا رو بابت نزول باران شکر میکنم
++خیلی وقت بود از این صداها نشنیده بودم...:)

  • Mr. Moradi
  • يكشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۴ ، ۱۷:۵۳
  • روز نوشت
  • نمایش : ۱۲۵
نظرات شما ( ۴ ) ۹ موافق

دل من دیر زمانی است که می پندارد:

« دوستی »نیز گلی است؛

مثل نیلوفر و ناز،

ساقه ترد ظریفی دارد 

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

جان این ساقه نازک را

- دانسته-بیازارد!

"فریدون مشیری"

+چه توصیف زیبایی

++بیشتر در دوستی های خودمون وقت کنیم...

  • Mr. Moradi
  • يكشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۴ ، ۰۶:۰۰
  • شعر نوشت
  • نمایش : ۱۱۷
نظرات شما ( ۱ ) ۷ موافق

ِِّو باز هم یه آهنگ فوق العاده دیگه... دیروز هم یه آهنگ بسیار زیبا از حجت اشرف زاده شنیدم که واقعا زیبا کار شده بود...

به نظر بنده یه اثر تقریبا متفاوت و بسیار زیبا هستش....

بهتون پیشنهاد ویژه میکنم این اثر رو بشنوید...

خواننده:حجت اشرف زاده

شاعر:علیرضا بدیع

دانلود از بچه های قلم

سایت بچه های قلم

متن شعر رو در ادامه مطلب مشاهده کنید...

****

ادامه مطلب ... نظرات شما ( ۳ ) ۶ موافق

دوباره این عید که بزرگترین عید مسلمانان هستش و آل سعود ملعون قصد کمرنگ کردنش رو داشت (و داره) رو بهتون تبریک میگم...

و اینم عیدی متفاوت بنده به همه ی شما همراهان گرامی:::

کلیک کنید

  • Mr. Moradi
  • جمعه ۱۰ مهر ۱۳۹۴ ، ۱۰:۴۱
  • دین نوشت
  • نمایش : ۲۱۹
نظرات شما ( ۱۷ ) ۹ موافق

در اوج غم و اندوهی که آل سعود ملعون بوجود آورد...بزرگترین عید مسلمانان مبارک باد....

نظرات شما ( ۱۰ ) ۱۱ موافق

نمیدونم چرا چند روزیه که همش منتظرم یه اتفاق خاصی بیفته!

البته نمیشه گفت چند روز! میشه گفت بیشتر از 9 ماهه که منتظرم یه اتفاق خاص با یه شرایط کاملا متفاوت و خاص! بیفته...

در رویا پردازی هم یه چندسالی مهارت عجیب و غریبی پیدا کردم! هرچیزی رو یه شاهنامه ازش درست میکنم(اینقدررررررر طولانی!)

یه مدت هم میخواستم(و میخوام) همین رویاپردازی ها رو تبدیل به یه داستان بلند کنم! ولی از اونجایی که دست به قلمم زیاد خوب نیست! پیشرفت درست و حسابی نداشتم...

هرچقدر هم که در مورد همون اتفاقات خاصی که گفتم به اصطلاح رویاپردازی  و یا خیالبافی میکنم نمیتونم به جای خاصی برسم... اخه ماجرایی نیست که بشه به این آسونی ها ؛ حقیقت دونستش....اصلا معلوم نیست واقعی  هستش یا صرفا خیالبافی..!

ای کاش؛ بجای این انتظارهای احتمالا واهی منتظر آقامون بودم (که البته هستم!)که به حق فرج ایشون فرج همه ی کار های ماست....

+برا همینه که میگم: روز که نه! شب هم به انتظار میگذرد!(چه جمله شاخی؟!)

++این حرف ها صرفاً برای تخلیه افکار و ذهنم بود...برداشت های اشتباه! موجب آزار ذهنتان خواهد شد... :)

+++امیدوارم پرحرفی نکرده باشم...

نظرات شما ( ۱۱ ) ۱۰ موافق
up